شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٩٧ - شاعر (انبياء٥/ )
اما چرا شايستۀ پيامبر(ص)نيست كه شاعر باشد به خاطر اين كه خط«وحى»از خط «شعر»كاملا جداست،زيرا:
١-معمولا سرچشمه شعر تخيّل و پندار است،شاعر بيشتر بر بالوپر خيال سوار مىشود و پرواز مىكند،در حالى كه وحى از مبدأ هستى سرچشمه مىگيرد و بر محور واقعيتها مىگردد.
٢-شعر از عواطف متغير انسانى مىجوشد و دائما در حال دگرگونى است در حالى كه وحى بيانگر حقايق ثابت آسمانى مىباشد.
٣-لطف شعر در بسيارى از موارد،در اغراقگوييها و مبالغههاى آن است تا آنجا كه گفتهاند:
احسن الشعر،اكذبه.«بهترين شعر دروغآميزترين آن است»در حالى كه در وحى جز صداقت چيزى نيست.
٤-شاعر در بسيارى از موارد به خاطر زيباييهاى لفظ ناچار است خود را تسليم الفاظ كند و دنبالهرو آن باشد و چهبسا حقايقى كه در اين ميان پاىمال گردد.
٥-سرانجام به تعبير زيباى يكى از مفسران«شعر»مجموعۀ شوقهايى است كه از زمين به آسمان پرواز مىكند،اما«وحى»مجموعۀ حقايقى است كه از آسمان به زمين نازل مىشود و اين دو خط كاملا متفاوت است.(ج ٤٣٨/١٨ تا ٤٤٠.)
شاعر:(انبياء٥/.)[*]
اسم فاعل به معنى كسى است كه سخن منظوم و با وزن و قافيه مىسرايد كه زاييدۀ تخيّل و احساس اوست.
يكى ديگر از تهمتهاى كفار به پيامبر اسلام(ص)آن است كه او را شاعر مىخواندند،در آيۀ مورد بحث آمده است:بَل هو شاعر(او شاعر است)و حتى گاهى«شاعر مجنون» مىخواندند،چنان كه در آيۀ ٣٦ سورۀ صافات آمده:«آنها مىگويند آيا ما خدايان خود را به خاطر شاعر ديوانهاى رها كنيم؟!».
قرآن در آيۀ مورد بحث با بيانى بسيار منطقى مىگويد:خط مشى پيامبر(ص)از خط شعرا جداست،شعرا در عالم خيال و پندار حركت مىكنند و او در عالمى مملو از واقعبينى براى نظام
[*]بَلْ قٰالُوا أَضْغٰاثُ أَحْلاٰمٍ بَلِ افْتَرٰاهُ بَلْ هُوَ شٰاعِرٌ...«آنها گفتند(آنچه را محمد آورده وحى نيست)بلكه خوابهاىآشفته است،اصلا او به دروغ آن را به خدا بسته،نه او يك شاعر است!...»انبياء٥/.