شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٧٥ - ذو القرنين (كهف٨٣/ )
مىكنند[١]،ولى همان گونه كه جمعى از مفسران و بعضى از ارباب لغت نوشتهاند،گاه اين كلمه به صورت مؤنث(مرضعة)آورده مىشود تا اشارهاى باشد به همان لحظۀ شير دادن،و به تعبير ديگر مرضع به زنى مىگويند كه مىتواند بچه خود را شير دهد،اما مرضعه مخصوص زنى است كه پستان خود را به دهان كودك شيرخوارش نهاده و در حال شير دادن است[٢].آيۀ مورد بحث مىفرمايد:
«روزى كه زلزلۀ رستاخيز را مىبينيد(آنچنان وحشت سر تا پاى همه را فرامىگيرد كه) مادران شير ده،كودكان شير خوارشان را فراموش مىكنند...»حج٢/.
تعبير فوق در آيه نكته خاصى دارد زيرا مىگويد:شدت وحشت زلزلۀ رستاخيز آنقدر زياد است كه حتى اگر مادر پستان در دهان كودك شيرخوارش داشته باشد،چنان متوحش مىشود كه بىاختيار ،پستان از دهانش بيرون كشيده،فراموشش مىكند.(ج ٩/١٤.)
مَراضِع:(قصص١٢/.)[*]
جمع«مرضع»(بر وزن مخبر)به معنى«زنان شير ده»است،بعضى آن را جمع«مرضع» (بر وزن مكتب)به معنى«محل شير دادن»يعنى پستان دانستهاند.
آيۀ مورد بحث دربارۀ زمان طفوليت و شيرخوارگى موسى(ع)است،مىفرمايد:
«ما همه زنان شيرده را از قبل بر او تحريم كرديم(تا تنها به آغوش مادر برگردد)...»(وَ حَرَّمْنٰا عَلَيْهِ الْمَرٰاضِعَ مِنْ قَبْلُ)قصص١٢/.
اين احتمال نيز داده شده كه«مراضع»در آيۀ فوق،مصدر ميمى و به معنى«رضاع» (شير دادن)بوده باشد،ولى معنى اول مناسبتر است.(ج ٣٤/١٦.)
رضو
راضِيَةً،مَرضِيَّةً:(فجر٢٨/.)[**]
در اصل از مادّۀ«رضا»و«رضوان»به معنى«خشنودى»است.
١)زيرا«علامت تأنيث»در مواردى مىآورند كه مذكر و مؤنث در آن وجود داشته باشد،اما مثل مسئله باردارى و ياشير دادن كه مخصوص زنان است و در مردان وجود ندارد نياز به تاء تأنيث و مانند آن نيست.
٢) به قاموس اللغة و تفسير كشاف و تفسير كبير فخر رازى و تفسير الميزان مراجعه شود.
*)وَ حَرَّمْنٰا عَلَيْهِ الْمَرٰاضِعَ مِنْ قَبْلُ...قصص١٢/.
**)اِرْجِعِي إِلىٰ رَبِّكِ رٰاضِيَةً مَرْضِيَّةً.فجر٢٨/.