شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٣٠ - ذو القرنين (كهف٨٣/ )
در اين كه منظور از«رتق»و«فتق»(پيوستگى و جدايى)كه در اين آيه در مورد آسمانها و زمين گفته شده است چيست؟مفسران سخنان بسيار گفتهاند كه از ميان آنها سه تفسير،نزديكتر به نظر مىرسد و چنان كه خواهيم گفت هر سه تفسير ممكن است در مفهوم آيه جمع باشد[١].
١)به هم پيوستگى آسمان و زمين اشاره به آغاز خلقت است كه طبق نظريات دانشمندان، مجموعۀ اين جهان به صورت تودۀ واحد عظيمى از بخار سوزان بود كه براثر انفجارات درونى و حركت،تدريجاً تجزيه شد و كواكب و ستارهها از جمله منظومۀ شمسى و كرۀ زمين به وجود آمد و باز هم جهان در حال گسترش است.
٢)منظور از پيوستگى،يكنواخت بودن مواد جهان است به طورى كه همه فرورفته بود و به صورت مادّۀ واحدى خودنمايى مىكرد،اما با گذشت زمان،مواد از هم جدا شدند و تركيبات جديدى پيدا كردند و انواع مختلف گياهان و حيوانات و موجودات ديگر،در آسمان و زمين ظاهر شدند،موجوداتى كه هريك نظام مخصوص و آثار و خواص ويژهاى دارد و هركدام نشانهاى است از عظمت پروردگار و علم و قدرت بىپايانش[٢].
٣)منظور از به هم پيوستگى آسمان اين است كه در آغاز بارانى نمىباريد و به هم پيوستگى زمين اين است كه در آن زمان گياهى نمىروييد،اما خدا اين هر دو را گشود،از آسمان باران نازل كرد و از زمين انواع گياهان را رويانيد.
روايات متعددى از طرق اهل بيت(ع)به معنى اخير اشاره مىكند و بعضى از آنها اشارهاى به تفسير اول دارد[٣].
بدون شك تفسير اخير چيزى است كه با چشم قابل رؤيت است كه چگونه از آسمان باران نازل مىشود و زمينها شكافته مىشوند و با جملۀ اول«أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا»(آيا كسانى كه كافر شدند نديدند...)كاملا سازگار است،و با جملۀ«(وَ جَعَلْنٰا مِنَ الْمٰاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ»نيز هماهنگى كامل دارد.
ولى تفسير اول و دوم نيز با معنى وسيع اين جملهها،مخالف نيست،چرا كه رؤيت گاهى به معنى«علم»مىآيد،درست است كه اين علم و آگاهى براى همه نيست تنها دانشمندانند كه مىتوانند دربارۀ گذشته زمين و آسمان و به هم پيوستگى آنها و سپس جدايىشان آگاهيهايى پيدا
١)تفسير كبير(فخر رازى)و بعضى از مفسران ديگر.
٢) الميزان،ذيل آيه.
٣) به تفسير صافى و نور الثقلين،ذيل آيۀ مورد بحث مراجعه فرماييد.