شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٢٩ - ذو القرنين (كهف٨٣/ )
ر ت ع
يَرْتَعْ:(يوسف١٢/.)[*]
از مادّۀ«رتع»(بر وزن قطع)در اصل به معنى«چريدن و فراوان خوردن حيوانات»است، ولى گاهى در مورد انسان به معنى«تفريح و خورد و خوراك فراوان»به كار مىرود.
آيۀ مورد بحث اشاره به صحنهسازى شوم برادران يوسف نسبت به وى است،مىفرمايد:
«(برادران يوسف به پدر گفتند:)او را فردا با ما(به خارج شهر)بفرست تا غذاى كافى بخورد و بازى و تفريح كند و ما حافظ او هستيم».
برادران يوسف پس ازآنكه طرح نهايى را براى انداختن يوسف به چاه تصويب كردند به اين فكر فرورفتند كه چگونه يوسف را از پدر جدا سازند،لذا طرح ديگرى براى اين كار ريخته و با قيافههاى حقبهجانب و زبانى نرم و لحن آميخته با يك نوع انتقاد ترحمانگيز نزد پدر آمدند و گفتند:پدر چرا تو هرگز يوسف را از خود دور نمىكنى و به ما نمىسپارى؟چرا ما را نسبت به برادرمان امين نمىدانى در حالى كه ما مسلما خيرخواه او هستيم،بيا دست از اين كار كه ما را متهم مىسازد بردار،بعلاوه برادر ما،نوجوان است،او هم دل دارد،او هم نياز به استفاده از هواى آزاد خارج شهر و سرگرمى مناسب دارد،زندانى كردن او در خانه صحيح نيست فردا او را با ما بفرست تا به خارج شهر آيد،گردش كند از ميوههاى درختان بخورد و بازى و سرگرمى داشته باشد و اگر نگران سلامت او هستى ما همه حافظ و نگاهبان برادرمان خواهيم بود،چرا كه برادر است و با جان برابر! و به اين ترتيب نقشه جدا ساختن برادر را ماهرانه تنظيم كردند.(ج ٣٢٩/٩-٣٣٠.)
ر ت ق
رتق:(انبياء٣٠/.)[**]
بر وزن«قطع»در اصل به معنى«به هم پيوستن و چيزى را به چيز ديگر چسباندن»است.
*)أَرْسِلْهُ مَعَنٰا غَداً يَرْتَعْ وَ يَلْعَبْ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ.يوسف١٢/.
**)أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ كٰانَتٰا رَتْقاً فَفَتَقْنٰاهُمٰا وَ جَعَلْنٰا مِنَ الْمٰاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ...«آيا كافران نديدندكه آسمانها و زمين به هم پيوسته بودند و ما آنها را از يكديگر باز كرديم؟و هر چيز زندهاى را از آب قرار داديم...»انبياء٣٠/.