شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٢٣ - ذو القرنين (كهف٨٣/ )
باشد،يا فراوانى و نعمت،اسم فاعل آن«متربّص»و جمع آن«متربّصون»است.
آيۀ مورد بحث دربارۀ منافقان و آرزوهاى آنهاست كه لحظهاى مجال تفكر صحيح به آنها نداد،غرق رؤياها و پندارها بودند و در عالمى از وهم و خيال زندگى مىكردند و آرزوى وصول مرگ پيامبر(ص)را داشتند،مىفرمايد:
«...ولى شما خود را به هلاكت افكنديد و انتظار(مرگ پيامبر را)كشيديد(و در همه چيز) شك و ترديد داشتيد...»(وَ لٰكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ)حديد١٤/.
واژۀ«تربّص»در اين آيه بيشتر مناسب انتظار مرگ پيامبر(ص)و برچيده شدن اسلام،يا انتظار كشيدن به معنى تعلل ورزيدن در توبه از گناه و انجام هرگونه كار خير است.
گرچه مفهوم الفاظى كه در آيه به كار رفته،گسترده است،ولى ممكن است به ترتيب بيانگر مسئله شرك و انتظار كشيدن پايان عمر اسلام و پيامبر(ص)و سپس شك در معاد و بعد از آن آلودگيهاى عملى ديگر بوده باشد.
همچنين در آيۀ ١٣٥ سورۀ طه مىخوانيم:
قُلْ كُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا...«بگو همه(ما و شما)در انتظاريم(ما در انتظار وعدۀ پيروزى بر شما هستيم و شما در انتظار شكست ما)حال كه چنين است انتظار بكشيد...»(ج ٣٣٤/٢٣، ج ٣٤٥/١٣.)
ر ب ط
رَبَطْنٰا:(كهف١٤/.)[*]
در اصل از مادّۀ«ربط»[ربط،يربط،ربطا]به معنى«بستن و استوار ساختن»است و از آن معانى ديگرى مشتق شده است كه در آينده به آن اشاره خواهد شد.
و اما آيۀ مورد بحث در داستان اصحاب كهف است كه قرآن مىفرمايد:
«ما دلهاى آنها را محكم ساختيم و در آن هنگام كه قيام كردند و گفتند:پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمين است...»كهف١٤/.
از جملۀ«رَبَطْنٰا عَلىٰ قُلُوبِهِمْ»در آيۀ مورد بحث چنين استفاده مىشود كه نخست فكر توحيد در دل آنها پيدا شد،ولى توانايى بر اظهار آن را نداشتند،امّا خداوند دلهاى آنها را استحكام
*)وَ رَبَطْنٰا عَلىٰ قُلُوبِهِمْ إِذْ قٰامُوا فَقٰالُوا رَبُّنٰا رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ...كهف١٤/.