شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٧٤ - مضاعف (آل عمران١٣٠/ )
مىشود به افرادى گفته مىشود كه از نظر فكرى يا بدنى و يا اقتصادى آنچنان ضعيف باشند كه قادر به شناسايى حق از باطل نشوند و يا اين كه با تشخيص عقيدۀ صحيح براثر ناتوانى جسمى يا ضعف مالى و يا محدوديتهايى كه محيط بر آنها تحميل كرده قادر به انجام وظايف خود به طور كامل نباشند و يا نتوانند از سرزمينى كه هستند مهاجرت كنند[١].
از على(ع)چنين نقل شده كه فرمود:
«مستضعف كسى نيست كه حجت بر او تمام شده و حق را شنيده و فكرش آن را درك كرده است[٢]» و از امام موسى بن جعفر(ع)پرسيدند كه مستضعفان چه كسانى هستند؟،امام در پاسخ اين سؤال نوشتند:
«مستضعف كسى است كه حجت و دليل به او نرسيده باشد و به وجود اختلاف(در مذاهب و عقايد كه محرك بر تحقيق است)پى نبرده باشد،امّا هنگامى كه به اين مطلب پى برد،ديگر مستضعف نيست[٣]» روشن است كه مستضعف در دو روايت فوق،همان مستضعف فكرى و عقيدهاى است.
در قرآن مجيد در پنج مورد از«مستضعفين»به ميان آمده كه عموما سخن از مؤمنانى مىگويد كه تحت فشار جبّاران قرار داشتند و خفقان محيط به آنها اجازۀ عمل نمىداده است، تنها در يك مورد سخن از كسانى به ميان مىآورد كه ظالمند و همكارى با كافران دارند و ادعاى مستضعف بودن مىكنند و قرآن ادعاى آنها را نفى كرده و مىگويد:
«شما مىتوانستيد با هجرت كردن از منطقه كفر و فساد،از چنگال جبّاران و مستكبران[*]رهايى يابيد،امّا چون چنين نكرديد جايگاه شما دوزخ است» آيۀ فوق،مضمون آيۀ ٩٧ سورۀ نساء است كه در همين مبحث از آن ياد شده.(ج ٨٧/٤ و ٨٨،ج ٢٠/١٦.)
[١]مستضعف با ضعيف فرق روشنى دارد:ضعيف كسى است كه ناتوان است،ولى مستضعف كسى است كه براثرظلم و ستمهاى ديگران تضعيف شده است خواه اين تضعيف از نظر فكرى و فرهنگى باشد يا از نظر اخلاقى و يا از نظراقتصادى و يا از نظر سياسى و اجتماعى و به اين ترتيب تعبير جامعى است كه تمام انواع استعمار را در بر مىگيرد.(نمونه،ج٩/٤.)
[٢] نور الثقلين،ج ٥٣٦/١.
[٣] مأخذ پيشين،ج ٥٣٩/١.
[*] جلد ١٦،صفحه ١٩ تفسير نمونه،شرح جالبى زير عنوان:«مستضعفان و مستكبران كيانند؟»نوشته شده است.