شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٩٧ - ذو القرنين (كهف٨٣/ )
اوهام»(قُلْ سُبْحٰانَ رَبِّي).
همان گونه كه لحن آيۀ فوق گواهى مىدهد اين درخواستهاى عجيب و غريب مشركان هرگز از روح حقيقتجويى سرچشمه نمىگرفت،بلكه آنها تمام هدفشان اين بود كه آيين بتپرستى و شرك كه پايههاى قدرت رؤساى مكه را تشكيل مىداد همچنان بر جا بماند و پيامبر اسلام را به هر وسيله كه ممكن است از ادامه راه توحيد بازدارند .
در همين آيۀ مورد بحث به واژۀ«لرقيّك»بر مىخوريم كه آن نيز از همان مادّۀ«رقى»به معنى«بالا رفتن»گرفته شده است.(ج ٢٨٣/١٢.)
راق:(قيامت٢٧/.)[*]
از مادّۀ«رقى»(بر وزن نهى)و«رقيه»(بر وزن خفيه)به معنى«بالا رفتن»است.اين واژۀ (رقيه)به اوراد و دعاهايى كه موجب نجات مريض مىشود اطلاق شده و به خود طبيب،از آنجا كه بيمار را رهايى و نجات مىبخشد نيز«راقى»گفتهاند بنابراين وقتى كه بيمار براثر شدت بيمارى جانش به گلوگاه مىرسد اطرافيان او سراسيمه و دستپاچه به دنبال راه نجاتى مىگردند «و گفته مىشود،آيا كسى هست كه بيايد و اين بيمار را از مرگ نجات دهد»(وَ قِيلَ مَنْ رٰاقٍ).
مفهوم آيۀ فوق چنين است كه اطرافيان مريض(و گاه خود او)از شدت ناراحتى صدا مىزنند:آيا طبيبى پيدا مىشود؟آيا كسى هست كه دعايى بخواند و اين بيمار رهايى يابد؟! بعضى نيز گفتهاند معناى آيه اين است كه چه كسى از فرشتگان روح او را قبض مىكند و بالا مىبرد؟آيا فرشتگان عذاب،يا فرشتگان رحمت؟ و بعضى افزودهاند از آنجا كه فرشتگان الهى از گرفتن و بالا بردن روح چنين انسان بىايمانى كراهت دارند ملكالموت مىگويد:كيست كه روح او را بگيرد و بالا برد؟ ولى تفسير اول صحيحتر و مناسبتر است.(ج ٣٠٨/٢٥.)
ر ك ب
رَكِبُوا:(عنكبوت٦٥/.)[**]
از«ركوب»گرفته شده و در اصل به معنى«سوار شدن بر پشت حيوان»است[***]نشستن بر
*)وَ قِيلَ مَنْ رٰاقٍ.قيامت٢٧/.
**)فَإِذٰا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللّٰهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمّٰا نَجّٰاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذٰا هُمْ يُشْرِكُونَ.عنكبوت٦٥/.
***) مانند آيۀ:اَللّٰهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَنْعٰامَ لِتَرْكَبُوا مِنْهٰا وَ مِنْهٰا تَأْكُلُونَ.«خداوند كسى است كه چهار پايان را براى شما