شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٩٧ - ذَنْب (فتح٢/ )
ذنب
ذَنْب:(فتح٢/.)[*]
به معنى«گناه»و جمع آن«ذنوب»است،واژۀ«ذنب»به طورى كه«راغب»در مفردات مىگويد:در اصل«دنبال چيزى را گرفتن»است،سپس به هر كارى كه سرانجام آن وخيم باشد استعمال شده است به همين مناسبت است كه به گناه«تبعت»گويند كه جزايش در آخر و دنبال است.
آيۀ مورد بحث خطاب به پيامبر(ص)است،مىگويد:
«غرض اين بود كه خداوند گناهان گذشته و آيندهاى را كه به تو نسبت مىدادند ببخشد...» فتح٢/.
در اين جا سؤالات زيادى مطرح شده،يكى آنكه :با اين كه پيامبر(ص)به حكم مقام عصمت از هر گناهى پاك است منظور از اين جمله چيست؟ هريك از مفسران به نحوى به حل اين اشكال پرداختهاند اما براى پى بردن به جامعترين پاسخ و تفسير دقيق اين آيه ذكر مقدمهاى لازم به نظر مىرسد و آن اين كه:مهم اين است كه ما رابطه«فتح حديبيه»را با مسئله«آمرزش گناه»پيدا كنيم كه كليد اصلى پاسخ به اين سؤال است.
با دقت در حوادث و رويدادهاى تاريخى به اين نتيجه مىرسيم:هنگامى كه مكتبى راستين ظاهر مىشود،وفاداران به سنن خرافى كه موجوديت خود را در خطر مىبينند هرگونه تهمت و نسبت ناروا به آن مىبندند،شايعهها مىسازند و دروغها مىپردازند،گناهان مختلف براى او مىشمرند و در انتظارند ببينند سرانجام كارش به كجا مىرسد.
اگر اين مكتب در مسير پيشرفت خود مواجه با شكست شود،دستاويزى محكم براى اثبات نسبتهاى ناروا به دست مخالفان مىافتد،و فرياد مىكشند نگفتيم چنين است،نگفتيم چنان است؟! اما هنگامى كه به پيروزى نايل شود و برنامههاى خود را از بوتۀ آزمايش موفق بيرون آورد،تمام نسبتهاى ناروا نقش بر آب مىشود و تمام«نگفتيمها»به افسوس و ندامت مبدل مىشود و جاى خود را به«ندانستيمها»مىدهد!
[*]لِيَغْفِرَ لَكَ اللّٰهُ مٰا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ...فتح٢/.