شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٨٢ - تَدَّخِرُون (آل عمران٤٩/ )
يذخر،ذُخرا و ادّخر،ادّخارا]كلمۀ ادّخار در اصل«اذتخار»بوده«تاءِ افتعال»بدل به«دال»و دال در دال ادغام شده«ادّخار»گشته است.[*]
آيۀ مورد بحث دربارۀ يكى از معجزات حضرت مسيح(ع)است و موضوع خبر دادن از اسرار نهانى مردم را پيش مىكشد،مىگويد:
«...و از آنچه مىخوريد و در خانۀ خود ذخيره مىكنيد به شما خبر مىدهم...»آل عمران ٤٩/.
معمولاً هركس در زندگى فردى و شخصى خود اسرارى دارد كه ديگران از آن آگاه نيستند، اگر كسى بدون هيچگونه سابقه،مثلاً از غذاهايى كه خوردهاند يا آنچه را ذخيره كردهاند دقيقاً خبر دهد دليل بر اين است كه از يك منبع غيبى الهام گرفته است،مسيح مىگويد:من از اين امور آگاهم و به شما خبر مىدهم.
بعضى از مفسران(مانند نويسنده المنار)اصرار دارند كه كارهاى اعجازآميز مسيح(ع)را كه قرآن صريحاً براى او ذكر كرده است،به نوعى توجيه كنند،مثلاً بگويند عيسى تنها ادعا كرد كه من مىتوانم به فرمان خدا چنين كارى را انجام دهم،ولى عملاً هرگز انجام نداد!در حالى كه اگر فرضا اين احتمال در اين آيه قابل گفتگو باشد،در آيۀ ١١٠ از سورۀ مائده:
...وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ...هيچگونه قابل قبول نيست،زيرا در آيه صريحاً مىگويد يكى از نعمتهاى خداوند بر تو(عيسى)اين بود كه پرندهاى از گل مىساختى و در آن مىدميدى و به فرمان خدا زنده مىشد.
بعلاوه اصرار و پافشارى در اين گونه توجيهات هيچ موجب و دليلى ندارد،زيرا اگر منظور انكار اعمال خارقالعادۀ پيامبران باشد قرآن در موارد بسيارى به اين موضوع تصريح كرده،و به فرض كه يك يا چند مورد را توجيه كنيم،بقيه چه خواهد شد؟ و از اين گذشته هنگامى كه ما خدا را حاكم بر قوانين طبيعت مىدانيم نه محكوم ،آنچه مانعى دارد كه قوانين عادى طبيعت،به فرمان او،در موارد استثنائى تغيير شكل داده،و از طرق غير عادى حوادثى به وجود آيد.
و اگر تصور مىكنند اين موضوع با توحيد افعالى خداوند و خالقيت او و نفى شريك سازگار نيست قرآن پاسخ آن را گفته،زيرا در همه جا وقوع اين حوادث را مشروط به«فرمان خدا»مىكند،يعنى هيچكس به اتكاى نيروى خود نمىتواند دست به چنين كارهايى بزند مگر
[*]تبيين اللغات لتبيان الآيات،مادّۀ«ذخر»