شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٦ - مَذءُوم (اعراف١٨/ )
اين به خاطر آن است كه گاهى از اسم اشارۀ بعيد براى عظمت چيزى يا شخصى استفاده مىشود،يعنى آنقدر مقام آن بالاست كه گويى در نقطۀ دور دستى در اوج آسمانها قرار گرفته است،در تعبيرات فارسى نيز نظير آن را داريم،فى المثل در حضور افراد بزرگ مىگوييم:«اگر آن سرور اجازه بدهند چنين كارى را مىكنيم»،در حالى كه بايد«اين سرور»گفته شود و اين تنها براى عظمت و بلندى مقام است.
در بعضى ديگر از آيات قرآن تعبير به«تِلْكَ»شده كه آن هم اشاره بعيد است،مانند:
تِلْكَ آيٰاتُ الْكِتٰابِ الْحَكِيمِ.لقمان٢/.(ج ٦٦/١.)
ذ ء ب
ذئب:(يوسف١٣/.)[*]
به معنى«گرگ»است و آيه دربارۀ داستان يوسف(ع)و برادرانش مىباشد.
يعقوب در مقابل اظهارات برادران بدون آنكه آنها را متهم به قصد سوء كند گفت اين كه من مايل نيستم يوسف با شما بيايد،از دو جهت است،اول اين كه«دورى يوسف براى من غمانگيز است»و ديگر اين كه در بيابانهاى اطراف ممكن است گرگان خونخوارى باشند«و من مىترسم گرگ فرزند دلبندم را بخورد و شما سرگرم بازى و تفريح و كارهاى خود باشيد»(وَ أَخٰافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غٰافِلُونَ)يوسف١٣/.
و اين كاملاً طبيعى بود كه برادران در چنين سفرى به خود مشغول گردند و از برادر غافل بمانند و در آن بيابان گرگخيز،گرگ قصد جان يوسف كند.(ج ٣٣١/٩.)
ذ ء م
مَذءُوم:(اعراف١٨/.)[**]
اسم مفعول از مادّۀ«ذأم»(بر وزن طعم)به معنى«خوار داشتن،نكوهش كردن و عيب شديد»است[ذأم،يذأم،ذأما].
[*]قٰالَ إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَ أَخٰافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غٰافِلُونَ.يوسف١٣/.
[**]قٰالَ اخْرُجْ مِنْهٰا مَذْؤُماً مَدْحُوراً...اعراف١٨/.