شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٨٧ - ضاق (هود٧٧/ )
بدون شك موسى و خضر از كسانى نبودند كه بخواهند سربار مردم آن ديار شوند،ولى معلوم مىشود زاد و توشه و خرج سفر خود را در اثناء راه از دست داده يا تمام كرده بودند و به همين دليل مايل بودند مهمان اهالى آن محل باشند اين احتمال نيز وجود دارد كه مرد عالم عمدا چنين پيشنهادى به آنها كرد تا درس جديدى به موسى بياموزد.(ج ٤٩٤/١٢-٤٩٥.)
ضيف:(حجر٥١/.)[*]
به معنى«مهمان شدن»است اين واژه در آيۀ مورد بحث اگرچه به صورت مفرد آمده است، ولى همان گونه كه بعضى از مفسران گفتهاند هم معنى مفرد دارد و هم معنى جمع(مهمان و مهمانان)و گاهى نيز جمع بسته مىشود،مانند:اضياف و ضيوف و ضيفان و ضياف و اضايف (همراهان مهمان).
اين واژه در اصل به معنى«ميل كردن و پيوستن»است.تضيّف الرّجل يعنى ميل كرد و كلمۀ:اضاف يعنى پيوست و ملحق كرد و همچنين:ضيّف الشّمس،آفتاب به غروب نزديك شد[**].(ج ٩٨/١١.)
ضىق
ضاق:(هود٧٧/.)[***]
از مادّۀ«ضيق و ضيق»هر دو آمده و به طورى كه«راغب»مىگويد به معنى«تنگى و سختى»است(نقطۀ مقابل سعه)اين واژه به معنى«حزن و اندوه»نيز آمده است.
اصل آيۀ دربارۀ سرگذشت لوط و ورود ميهمانان است،مىگويد:«و هنگامى كه رسولان ما به سراغ لوط آمدند از آمدنشان ناراحت شد و قلبش پريشان گشت...»(وَ ضٰاقَ بِهِمْ ذَرْعاً)هود٧٧/.
در روايات و تفاسير اسلامى آمده است كه لوط در آن هنگام در مزرعۀ خود كار مىكرد، ناگهان عدهاى از جوانان زيبا را ديد كه به سراغ او مىآيند و مايلند مهمان او باشند،علاقۀ او به پذيرايى مهمان از يكسو و توجه به اين واقعيت كه حضور اين جوانان زيبا،در شهرى كه غرق
[*]وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ إِبْرٰاهِيمَ.«و به آنها(به بندگانم)از ميهمانهاى ابراهيم خبر ده»حجر٥١/.
[**] فرهنگ بزرگ جامع نوين،ج ٢٧٥/٢،مادّۀ«ضيف».
[***]وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ وَ ضٰاقَ بِهِمْ ذَرْعاً...هود٧٧/.