شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٦٨ - ضَريع (غاشيه٦/ )
خود اظهار خضوع و تواضع مىكند به كار مىرود.
بنابراين نبايد فراموش كنيم كه مادّۀ«ضرع»(پستان)به معنى«ضعف و ذلت و خضوع» نيز آمده است.
حال اگر در آيۀ مورد بحث مىخوانيم خدا را از روى تضرّع بخوانيد يعنى با كمال خضوع و خشوع و تواضع روى بهسوى او آريد،در حقيقت دعاكننده نبايد تنها زبانش چيزى را بخواهد، بلكه بايد روح دعا در درون جان او و در تمام وجودش منعكس شود و زبان تنها ترجمان آنها باشد و به عنوان نمايندگى همه اعضاى او سخن گويد و اين كه در آيۀ مورد بحث دستور داده شده كه خدا را به طور«خفية»و در پنهانى بخوانيد براى اين است كه از«ريا»دورتر به اخلاص نزديكتر و توأم با تمركز فكر و حضور قلب باشد[*]اين احتمال نيز در آيه داده شده است كه منظور از«تضرع»دعاى آشكار و منظور از «خفيه»دعاى پنهانى است،زيرا هر مقامى اقتضايى دارد گاهى بايد آشكارا و گاهى پنهانى دعا كرد،همچنان كه مشكلات نيز با هم متفاوتند گاهى به مرحلۀ شدت نرسيده،انسان را به دعاى پنهانى دعوت مىكند و گاهى به مرحله شديد مىرسد،آشكارا دست به دعا بر مىدارد و گاهى هم نالهها و فريادها سر مىدهد.(ج ٢٣٩/٥ و ٢٨٠،ج ٢٠٩/٦-٢١٠،ج ٧٣/٧،ج ٢٨٧/١٤.)
ضَريع:(غاشيه٦/.)[**]
در اين كه«ضريع»چيست؟مفسران تفسيرهاى گوناگونى دارند:
بعضى گفتهاند نوعى خار است كه به زمين مىچسبد،هنگامى كه تر باشد قريش آن را «شبرق»مىناميدند و هنگامى كه خشك مىشد آن را«ضريع»مىگفتند،گياهى است سمى كه هيچ حيوان و چهارپايى به آن نزديك نمىشود[١].
«خليل»از علماى لغت مىگويد:«ضريع»گياه سبز بدبويى است كه از دريا بيرون مىافتد.
«ابن عباس»گفته است:درختى است از آتش كه اگر در دنيا باشد زمين و هرچه را برآن است مىسوزاند!
[*]در حديثى مىخوانيم كه پيامبر(ص)در يكى از غزوات بود،هنگامى كه سپاهيان اسلام كنار درّهاى رسيدند فريادخود را به« لاالهالاالله »بلند كردند،پيامبر(ص)فرمود:«اى مردم!اندكى آرامتر دعا كنيد شما شخص كر و غايبىرا نمىخوانيد شما كسى را مىخوانيد كه شنوا و نزديك است و با شماست».مجمع البيان،ج ٤٢٩/٤.
[**]لَيْسَ لَهُمْ طَعٰامٌ إِلاّٰ مِنْ ضَرِيعٍ.«طعامى جز ضريع(خار خشك تلخ و بدبو )ندارند»غاشيه٦/.
[١] تفسير قرطبى،ج ٧١١٩/١٠.