شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٦٧ - تَضَرُّع (اعراف٥٥/ )
استخوانش مىرسد و از هر نظر درمانده و مضطر مىشود تنها كسى كه مىتواند قفل مشكلات را بگشايد و بن بستها را بر طرف سازد و نور اميد در دلها بپاشد و درهاى رحمت به روى انسانهاى درمانده بگشايد،تنها ذات پاك اوست.
گرچه خداوند دعاهاى همه را-هرگاه شرايطش جمع باشد-اجابت مىكند،ولى در آيۀ مورد بحث مخصوصا روى«مضطر»تكيه شده است،به اين دليل كه يكى از شرايط اجابت دعا آن است كه انسان چشم از عالم اسباب بكلى برگيرد و تمام قلب و روحش را در اختيار خدا قرار دهد،همه چيز را از آن او بداند و حل هر مشكلى را به دست او ببيند و اين درك و ديد در حال اضطرار دست مىدهد.
جالب اين كه در بعضى از روايات اين آيه تفسير به قيام حضرت مهدى(ع)شده است.
در حديثى از امام صادق(ع)چنين آمده:
«اين آيه در مورد مهدى از آل محمّد(ص)نازل شده،به خدا سوگند مضطر اوست،هنگامى كه در مقام ابراهيم دو ركعت نماز بهجامىآورد و دست به درگاه خداوند متعال بر مىدارد دعاى او را اجابت مىكند،ناراحتيها را بر طرف مىسازد و او را خليفۀ روى زمين قرار مىدهد»[١].
بدون شك منظور از اين تفسير،منحصر ساختن مفهوم آيه به وجود مبارك مهدى(ع) نيست،بلكه آيه مفهوم گستردهاى دارد كه يكى از مصداقهاى روشن آن وجود مهدى(ع)است.
(ج ٥١٧/١٥،و ٥٢٠ تا ٥٢٢.)
ضرع
تَضَرُّع:(اعراف٥٥/.)[*]
در اصل از مادّۀ«ضرع»(بر وزن فرع)به معنى«پستان»گرفته شده است بنابراين،كلمۀ «تضرع»به معنى ورود شير به پستان و خضوع و تسليم آن در برابر دوشنده است،سپس به معنى تسليم آميخته با تواضع و خضوع آمده و يا به معنى دوشيدن شير از پستان است(كار كسى كه با نوك انگشتانش شير مىدوشد،يعنى دوشنده)و از آنجا كه به هنگام دوشيدن شير،انگشتها بر نوك پستان در جهات مختلف حركت مىكنند،اين كلمه در مورد كسى كه با حركات مخصوص
[١]تفسير نور الثقلين،ج ٩٤/٤.
[*]اُدْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً...«پروردگار خود را از روى تضرّع و در پنهانى بخوانيد...»اعراف٥٥/.