شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٦٢ - اضْطُرَّ (بقره١٧٣/ )
و نفع با هم گفته شود به فتح ضاد است و هرگاه به تنهايى گفته شود به ضمّ است.اين آيه در برابر اصرارى كه مشركان براى دعوت مسلمانان به كفر و بتپرستى داشتند به پيامبر(ص)دستور مىدهد كه با يك دليل دندانشكن به آنها پاسخ گويد و به صورت يك استفهام انكارى از آنها بپرسد كه«بگو آيا چيزى غير از خدا بخوانيم كه نه سودى به حال ما دارد نه زيانى؟...»(مٰا لاٰ يَنْفَعُنٰا وَ لاٰ يَضُرُّنٰا)انعام٧١/.
اين جمله در حقيقت اشاره به آن است كه معمولا كارهاى انسان از يكى از دو سرچشمه ناشى مىشود يا به خاطر جلب منفعت است(اعم از اين كه منفعت معنوى باشد يا مادى)و يا به خاطر دفع ضرر است(اعم از اين كه ضرر معنوى يا مادى باشد)چگونه شخصى عاقل كارى انجام مىدهد كه هيچيك از اين دو عامل در آن وجود نداشته باشد؟(ج ٢٩٦/٥.)
يُضٰارّ:(بقره٢٨٢/.)[*]
از مادّۀ«ضرّ»به معنى«زيان رساندن»است،در آخرين حكمى كه در اين آيه ذكر شده، مىفرمايد:هيچگاه نبايد،نويسنده سند و همچنين شهود،به خاطر حق و عدالت،مورد آزار و اذيت قرار گيرند(وَ لاٰ يُضَارَّ كٰاتِبٌ وَ لاٰ شَهِيدٌ)بقره٢٨٢/.
از آنچه دربارۀ جملۀ فوق گفتيم معلوم شد كه«يضارّ»به اصطلاح فعل مجهول است يعنى نبايد آزار ببيند،اما حكم شهود و كاتبان از نظر رعايت اصول عدالت در آغاز آيه اشاره شده، بنابراين جاى اين نيست كه(لا يضارّ)را به عنوان فعل معلوم بدانيم و بگوييم آنها نبايد زيان برسانند.
سپس به دنبال حكم فوق تأكيد مىكند كه اگر كسى شهود يا كاتبان سند را به خاطر حق گويى آزار دهد مرتكب فسق و گناه،و خارج از راه و رسم بندگى خدا شده است.(ج ٢٨٨/٢.)
اضْطُرَّ:(بقره١٧٣/.)[**]
از«اضطرار»به معنى«مجبور ساختن»گرفته شده،هرگاه فاء الفعل در باب افتعال ضاد باشد تاء آن قلب به«طاء»مىشود.
اين آيه دربارۀ تحريم گوشتهاى حرام به اضافۀ خون كه بيش از همه مورد ابتلاى مردم آن
[*]...وَ لاٰ يُضَارَّ كٰاتِبٌ وَ لاٰ شَهِيدٌ...«...و نبايد به نويسنده به خاطر حق گويى زيانى برسد...»بقره٢٨٢/.
[**]...فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بٰاغٍ وَ لاٰ عٰادٍ فَلاٰ إِثْمَ عَلَيْهِ...بقره١٧٣/.