شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٣٣ - صمَد (اخلاص٢/ )
«راغب»در مفردات مىگويد:«صمد»به معنى آقايى و بزرگى است كه(مردم)براى انجام كارها بهسوى او مىروند و بعضى گفتهاند:«صمد»به معنى چيزى است كه تو خالى نيست بلكه پر است.
در«مقاييس اللغة»آمده است كه«صمد»دو ريشۀ اصلى دارد:يكى به معنى«قصد»است و ديگرى به معنى«صلابت و استحكام»و اين كه به خداوند متعال صمد گفته مىشود به خاطر اين است كه بندگانش قصد درگاه او مىكنند و شايد به همين مناسبت است كه معانى متعدد زير نيز در كتب لغت براى صمد ذكر شده است:
شخص بزرگى كه در منتهاى عظمت است و كسى است كه مردم در حوائج خويش بهسوى او مىروند و برتر از او چيزى نيست و دائم و باقى بعد از فناى خلق است.
حسين بن على(ع)در حديث براى«صمد»پنج معنى بيان فرموده است:
«صمد»كسى است كه در منتهاى سيادت و آقايى است.
«صمد»ذاتى است دائم ازلى و جاودانى.
«صمد»وجودى است كه جوف ندارد.
«صمد»كسى است كه نمىخورد و نمىآشامد.
«صمد»كسى است كه نمىخوابد،شريك ندارد و حفظ چيزى براى او مشكل نيست و چيزى از او مخفى نمىماند[١].
در عبارت ديگر آمده است«صمد كسى است كه قائم به نفس است و بىنياز از غير».
«صمد»كسى است كه تغييرات و كون و فساد ندارد.
بعضى نيز گفتهاند«صمد»كسى است كه هروقت چيزى را اراده كند مىگويد موجود باش، آن هم فورا موجود مىشود.
در حديثى مىخوانيم كه«محمد بن حنفيه»از«امير مؤمنان»على(ع)دربارۀ صمد سؤال كرد،حضرت فرمود:
«تأويل صمد آن است كه او نه اسم است و نه جسم،نه مانند و نه شبيه دارد و نه صورت و نه تمثال،نه حد و حدود،نه محل و نه مكان،نه«كيف»و نه«اين»نه اين جا و نه آنجا ،نه پر است و نه خالى،نه ايستاده است و نه نشسته،نه سكون دارد و نه حركت،نه ظلمانى است نه نورانى،نه روحانى است و نه نفسانى،و در عين حال هيچ محلى از او خالى نيست و هيچ مكانى گنجايش او
[١]بحار الانوار،ج ٢٢٣/٣.