شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٠٧ - مُصْفَرّاً (روم٥١/ )
است.(ج ٣٨٦/١٠،ج ٢٨٨/١٩.)
ص ف ر
صفر:(مرسلات٣٣/.)[*]
بر وزن«قفل»جمع«اصفر»كه مؤنث آن«صفراء»است( زردرنگ)...إِنَّهٰا بَقَرَةٌ صَفْرٰاءُ...«بهدرستى كه آن گاوى است به رنگ زرد...»بقره٦٩/.
به هر حال اين واژه به معنى چيزى است كه زردرنگ باشد و گاه به رنگهاى تيره و متمايل به سياه نيز اطلاق شده،ولى در آيۀ مورد بحث كه توصيفى از شرارهها و جرقههاى آتش سوزان است،مناسب همان معنى اول است،زيرا جرقههاى آتش،زرد متمايل به سرخ است كه از نظر كثرت و رنگ و سرعت حركت و پراكنده شدن به هر سو،به گروهى از شتران زردرنگ تشبيه شده كه به هر سو روانند.(ج ٤١٩/٢٥.)
مُصْفَرّاً:(روم٥١/.)[**]
از مادّۀ«صفرة»(بر وزن سفره)به معنى«رنگ زرد»است.اين آيه اشاره به بادهاى زيانبار مىكند و مىگويد:
«و اگر ما بادى بفرستيم(داغ و سوزان يا سرد و خشك توأم با سموم)و براثر آن،زراعت و باغ خود را زرد و پژمرده ببينند راه كفران را پيش مىگيرند»(وَ لَئِنْ أَرْسَلْنٰا رِيحاً فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّا...)روم٥١/.
به اعتقاد اكثر مفسران،ضمير«رأوه»به گياهان و درختان بازمىگردد كه براثر وزش بادهاى مضر،زرد و پژمرده مىشوند.
بعضى نيز احتمال دادهاند كه ضمير به ابرها برمىگردد،زيرا ابرهاى زردرنگ طبعا ابرهاى نازكى هستند،معمولا باران ندارند بخلاف ابرهاى سياه و انبوه كه مولّد بارانند.بعضى نيز مرجع ضمير را«باد»مىدانند،زيرا بادهاى معمولى بىرنگنند و بادهاى سموم آتشزا كه احيانا گرد و
[*]كَأَنَّهُ جِمٰالَتٌ صُفْرٌ.«گويى(آن شرارهها و جرقههاى آتش سوزان،در سرعت و كثرت)همچون شتران زرد رنگىهستند(كه به هر سو پراكنده مىشوند)»مرسلات٣٣/.
[**]وَ لَئِنْ أَرْسَلْنٰا رِيحاً فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّا لَظَلُّوا مِنْ بَعْدِهِ يَكْفُرُونَ.روم٥١/.