شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٧٢ - اَصْحابُ الحِجْر (حجر٨٠/ )
در سنگلاخ شرك و بتپرستى سرگردان شدند،نه تنها بت كه درهم و دينار و مال و ثروت خويش را مىپرستيدند و به خاطر آن كسب و تجارت با رونق خويش را آلوده به تقلّب و كمفروشى و خلافكاريهاى ديگر مىكردند.
«مدين»(بر وزن مريم)نام آبادى شعيب و قبيله اوست،اين شهر در مشرق خليج عقبه قرار داشته و مردم آن از فرزندان اسماعيل بودند و با مصر و لبنان و فلسطين تجارت داشتهاند.
(ج ١٩٩/٩-٢٠٠،ج ١٢٤/١٤.)
أَصْحٰابُ الْأَيْكَةِ:(حجر٧٨/.)[*]
واژۀ«ايكه»به معنى درختان در هم پيچيده و يا بيشه است و«أَصْحٰابُ الْأَيْكَةِ»همان قوم شعيبند كه در سرزمينى پرآب و مشجّر در ميان حجاز و شام زندگى مىكردند.
آنها زندگى مرفه و ثروت فراوان داشتند و بههمينجهت،غرور و غفلت آنها را فراگرفته بود و مخصوصا دست به كمفروشى و فساد در زمين زده بودند.
شعيب آن پيامبر بزرگ،آنها را از اين كارشان بر حذر داشت و دعوت به توحيد و راه حق كرد،اما آنها تسليم حق نشدند و سرانجام براثر مجازات دردناكى نابود گشتند،گرماى شديد چندين روز پىدرپى آنها را فروگرفت ،و در آخرين روز ابر بزرگى در آسمان نمايان شد،آنها به سايۀ ابر پناه بردند،اما صاعقهاى فرود آمد و آن بيدادگران را نابود كرد.(ج ١٢٠/١١-١٢١.)
اَصْحابُ الحِجْر:(حجر٨٠/.)[**]
قوم سركشى بودند كه در سرزمينى به نام«حجر»زندگى و مرفّهى داشتند و پيامبر بزرگشان «صالح»براى هدايت آنها مبعوث شد.
در اين كه اين سرزمين(شهر)در كجا واقع شده بود،بعضى از مفسران و مورخان معتقدند كه شهرى بود در مسير كاروان مدينه و شام در يك منزلى«وادى القرى»و در جنوب«تيمه»و امروز تقريبا اثرى از آن نيست.
اين شهر در گذشته يكى از شهرهاى تجارى عربستان بوده است.
به هر حال،قرآن دربارۀ«أَصْحٰابُ الْحِجْرِ»مىگويد:«ما آيات خود را براى آنها فرستاديم،
[*]وَ إِنْ كٰانَ أَصْحٰابُ الْأَيْكَةِ لَظٰالِمِينَ.«اصحاب الايكه مسلما قوم ستمگرى بودند»حجر٧٨/.
[**]وَ لَقَدْ كَذَّبَ أَصْحٰابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ.«اصحاب حجر(قوم ثمود)پيامبران را تكذيب كردند»حجر٨٠/.