شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٤٩ - شيخ (هود٧٢/ )
«هيچچيز نمىدانستيد»حتى پدر و مادر مهربانى را كه دائما مراقب شما بودند نمىشناختيد، ولى كمكم داراى رشد و قدرت شديد،اندامى نيرومند و فكرى قوى و عقلى توانا و دركى وسيع پيدا كرديد.
و با اين حال نمىتوانستيد اين قدرت را نگاه داريد و درست همانند انسانى كه از دامنۀ كوه بلندى به فراز قلّه رسيده از طرف ديگر سراشيبى را شروع كرديد،و باز به قعر درّۀ ضعف و ناتوانى جسمى و روحى رسيديد.
اين دگرگونيها و فراز و نشيبها،بهترين دليل براى اين حقيقت است كه نه آن قوت از شما بود و نه آن ضعف،بلكه هر دو از ناحيۀ ديگرى بود و اين خود نشانۀ آن است كه چرخ وجود شما را ديگرى مىگرداند و هرچه داريد عارضى است.
جالب اين كه در مورد ضعف دوم كه براى انسان پيش مىآيد،كلمۀ«شيبة»(پيرى)را نيز اضافه مىكند،ولى در ضعف اول،نامى از«كودكى»نمىبرد.
اين تعبير ممكن است اشاره به آن باشد كه ضعف پيرى دردناكتر است،زيرا اولا رو بهسوى مرگ و فنا دارد،برعكس ضعف كودكى،و ثانيا توقعى كه از پيران سالخورده و با تجربه دارند هرگز از كودكان نيست،در حالى كه گاه ضعف و ناتوانى آنها يكسان است و اين بسيار عبرتانگيز مىباشد.
اين مرحله است كه قدرتمندان ياغى و سركش را به زانو در مىآورد و به ضعف و زبونى و بيچارگى مىكشاند.(٤٧٩/١٦-٤٨٠.)
ش ى خ
شيخ:(هود٧٢/.)[*]
به فتح شين به معنى«مرد پير»و گفته شده از پنجاهسالگى تا آخر عمر است و نيز به مرشد و مرد دانشمند«شيخ»اطلاق شده است.جمع آن«شيوخ»است(مؤمن٦٧/.)[**]همسر ابراهيم«ساره»كه با توجه به سن زياد خود و همسرش سخت از دارا شدن فرزند مأيوس و نوميد بود،«با لحن بسيار تعجبآميزى فرياد كشيد كه اىواى بر من!آيا من فرزند
[*]قٰالَتْ يٰا وَيْلَتىٰ أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ وَ هٰذٰا بَعْلِي شَيْخاً إِنَّ هٰذٰا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ.هود٧٢/.
[**]...ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخاً...«...پس تا پيران شويد...»مؤمن٦٧/.