شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٩٦ - شِعر (يس٦٩/ )
زندهاند،زندۀ جاويدان و از روزيهاى معنوى در پيشگاه خدا بهره مىگيرند،با يكديگر سخن مىگويند و از سرنوشت پربارشان كاملا خشنودند،اما شما كه در چهار ديوارى محدود عالم ماده محبوس و زندانى هستيد اين حقايق را نمىتوانيد درك كنيد.(ج ٥٢٠/١-٥٢١.)
اَشعار:(نحل٨٠/.)[*]
مىدانيم موهايى كه بر بدن چهار پايان مىرويد بعضى كاملا خشن است،مانند موهاى بز كه عرب آن را«شعر»مىگويد(و جمع آن اشعار است)و گاهى كمى نرمتر است كه آن را«پشم» مىگوييم و عرب آن را«صوف»مىنامد(و جمع آن اصواف است)و گاهى از آن هم نرمتر است كه آن را«كرك»مىناميم و عرب آن را«وبر»(و بر وزن ظفر)مىگويد(كه جمع آن اوبار است)بديهى است اين تفاوت ساختمان موها سبب مىشود كه از هركدام براى مصرف خاصى استفاده شود،از يكى فرش درست كنند،از ديگرى لباس،از ديگرى خيمه و مانند آن.(ج ٣٤٤/١١.)
شِعر:(يس٦٩/.)[**]
به معنى«سخن منظوم»،سخنى كه داراى وزن و قافيه و زاييدۀ تخيّل و احساس انسان است.
آيۀ مورد بحث پاسخ دندانشكن و آموزنده به كسانى است كه پيامبر(ص)را به شعر و شاعرى متهم ساختند،مىفرمايد:
«ما هرگز شعر به او نياموختيم و شايسته او نيست كه شاعر باشد،اين كتاب آسمانى تنها ذكر و قرآن مبين است»چرا پيامبر(ص)را به چنين موضوعى متهم مىكردند در حالى كه او هرگز شعر نسروده بود؟اين به خاطر آن بود كه جاذبه و نفوذ قرآن در دلها براى همهكس محسوس بود و زيباييهاى لفظ و معنا و فصاحت و بلاغت آن قابل انكار نبود،حتى خود مشركان چنان مجذوب آهنگ و بيان قرآن مىشدند كه گاه شبانه به طور مخفيانه به نزديكى منزلگاه پيامبر(ص)مىآمدند تا زمزمۀ تلاوت او را در دل شب بشنوند.
[*]...وَ مِنْ أَصْوٰافِهٰاأَوْبٰارِهٰا وَ أَشْعٰارِهٰا أَثٰاثاً وَ مَتٰاعاً إِلىٰ حِينٍ.«...و(خداوند براى شما)از پشم و موى چهار پايان،اثاث و متاع(وسايل مختلف زندگى)تا زمان معينى قرار داد»نحل٨٠/.
[**]وَ مٰا عَلَّمْنٰاهُ الشِّعْرَ وَ مٰا يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِكْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِينٌ.يس٦٩/.