شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٩٥ - تَشْعُرُون (بقره١٥٤/ )
كاملا رايج بود،آنها به موعظه شعيب اعتنا نكردند و جز اندكى دعوت او را نپذيرفتند و به فساد و طغيانگرى ادامه دادند،سرانجام با نزول عذاب الهى،اين قوم از پاى در آمدند.
دربارۀ عامل نابودى و نوع عذاب قوم شعيب تعبيرات مختلفى آمده است كه هيچگونه منافاتى با هم ندارند،مثلا در آيۀ ٩١ سوره اعراف عامل مرگشان«زلزله»و در آيۀ ٩٤ سورۀ هود «صيحۀ آسمانى»و در آيۀ ١٨٩ سورۀ شعراء«سايبانى از ابر كشنده»ذكر شده است،بنابراين مىتوان گفت يك صاعقۀ وحشتناك آسمانى كه از درون ابرى تيره و تار برخاسته بود شهر آنها را هدف قرار داده و به دنبال آن(آنچنان كه خاصيت صاعقههاى عظيم است) زمينلرزۀ شديدى توليد شده و همه چيز آنها را در هم كوبيده است.
شرح درگيرى اين پيامبر بزرگ با اهل مدين در سورههاى متعددى از قرآن،مخصوصا سورۀ هود و شعراء آمده و نام او يازده بار در قرآن كريم ذكر شده است.(ج ٢٤٩/٦ و ٢٥٨-٢٥٩،ج ٣٣٠/١٥.)
ش ع ر
تَشْعُرُون:(بقره١٥٤/.)[*]
از مادّۀ«شعور»به معنى«دانستن و در كارى دقيق و باريك شدن»است آيۀ مورد بحث اشاره به افرادى است كه به علت عدم شعور و درك صحيح،به مفهوم واقعى شهادت پى نمىبرند و شهيدان را كه در راه خدا جان سپردهاند مرده مىخوانند،مىفرمايد:
«و به آنها كه در راه خدا كشته مىشوند مرده نگوييد،بلكه آنان زندگانند،ولى شما نمىفهميد»(وَ لٰكِنْ لاٰ تَشْعُرُونَ)بقره١٥٤/.
گروهى از مردم در آغاز اسلام بودند كه هرگاه كسى از مسلمانان در ميدان جهاد به افتخار شهادت نايل مىآمد مىگفتند فلانى مرد!و با اظهار تأسف از مردنش،ديگران را مضطرب مىساختند.
خداوند در پاسخ اين گفتههاى مسموم پرده از روى يك حقيقت بزرگ برمىدارد و با صراحت مىگويد:شما حق نداريد كسانى را كه در راه خدا جان مىدهند مرده بخوانيد،آنها
[*]وَ لاٰ تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ أَمْوٰاتٌ بَلْ أَحْيٰاءٌ وَ لٰكِنْ لاٰ تَشْعُرُونَ.بقره١٥٤/.