شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٩٠ - شيطان (بقره٣٦/ )
انسان را از حق بسيار دور مىكند واژۀ«شطط»در اين معنى به كار رفته،و همچنين به سخنى كه دور از حقيقت باشد،اطلاق مىشود،لذا آيه مىفرمايد:
«...اكنون در ميان ما به حق داورى كن و ستم روا مدار و ما را به راه راست هدايت فرما» ص٢٢/.(ج ٢٤٦/١٩.)
شطط:(جن٤/.)[*]
بر وزن«وسط»به معنى«خارج شدن از حد اعتدال و دور افتادن»است،لذا همانطور كه در پيش اشاره شد،به سخنانى كه دور از حق است و همچنين ظلم و ستم كه انسان را از حق بسيار دور مىكند«شطط»گفته مىشود و به همين دليل حاشيه نهرهاى بزرگ كه از آب فاصله زيادى دارد و ديوارهايش بلند است«شط»ناميده شده است.(ج ٣٦١/١٢،ج ١٠٦/٢٥.)
شطن
شيطان:(بقره٣٦/.)[**]
از مادّۀ«شطن»گرفته شده و«شاطن»به معنى«خبيث و پست»آمده است و شيطان به موجود سركش و متمرد اطلاق مىشود،اعم از انسان و يا جن و يا جنبندگان ديگر،و به معنى روح شرير و دور از حق نيز آمده است كه در حقيقت همه اينها به يك قدر مشترك بازگشت مىكنند.
بايد دانست كه«شيطان»اسم عام(اسم جنس)است در حالى كه«ابليس»اسم خاص (علم)مىباشد و به عبارت ديگر«شيطان»به هر موجود موذى و منحرفكننده و طاغى و سركش،خواه انسانى يا غير انسانى گفته مىشود و«ابليس»نام آن شيطان است كه آدم را فريب داد و اكنون هم با لشكر و جنود خود در كمين آدميان است.
بنابراين«شيطان»معانى مختلفى دارد كه يكى از مصداقهاى روشن آن«ابليس»و لشكريان و اعوان اوست و مصداق ديگر آن انسانهاى مفسد و منحرفكننده است و احيانا در پارهاى از موارد به معنى ميكربهاى موذى آمده است.
[*]وَ أَنَّهُ كٰانَ يَقُولُ سَفِيهُنٰا عَلَى اللّٰهِ شَطَطاً.«و اين كه سفيهان ما دربارۀ خداوند سخنان ناروا مىگفتند»جن٤/.
[**] فاذلهمااَلشَّيْطٰانُ عَنْهٰا فَأَخْرَجَهُمٰا مِمّٰا كٰانٰا فِيهِ...«پس شيطان موجب لغزش آنها شد و آنان را از آنچه در آن بودند(بهشت)خارج ساخت...»بقره٣٦/.