شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٩٨ - سليمان (سبأ١٢/ )
حدس زد.
در برابر همۀ اين مواهب به او دستور شكرگزارى داد،سپس روشن ساخت كه مردى با اين قدرت و عظمت چقدر در برابر مرگ آسيبپذير و ناتوان بود و نيز روشن ساخت كه چگونه يك عصاى ناچيز او را مدتى سرپا داشت و با ملاحظه قامت نشسته يا ايستاده او جنيان گرماگرم مشغول كار بودند!و نيز چگونه موريانهاى او را بر زمين افكند و تمام رشتههاى كشور او را به هم ريخت.
حكومت سليمان توأم با خارق عادات و كارهاى اعجازآميزى بود روى همين اصل بعضى از مفسران اظهار عقيده كردهاند كه دارا بودن آگاهى از ناحيۀ قشرى از حيوانات در عصر سليمان خود يك اعجاز و خارق عادت بوده است و مانعى ندارد كه عين آن را در ساير اعصار و قرون احيانا نبينيم.
غرض اين است كه هيچ دليلى در كار نيست كه ما داستان سليمان و مور يا سليمان و هدهد را بر كنايه و مجاز و يا زبان حال و مانند آن حمل كنيم،هنگامى كه حفظ ظاهر آن و حمل بر معنى حقيقى امكانپذير است.
قرآن مجيد در سورۀ نمل به دنبال نقل گوشهاى از داستان موسى(ع)به بحث پيرامون دو تن ديگر از پيامبران بزرگ الهى«داود»و«سليمان»مىپردازد.
ذكر گوشهاى از داستان اين دو پيامبر،بعد از داستان موسى(ع)به خاطر آن است كه اينها نيز از پيامبران بنى اسرائيل بودند.
اين دو پيامبر توفيق يافتند دست به تأسيس حكومت عظيمى بزنند و آيين الهى را با استفاده از نيروى حكومت،گسترش دهند.
در آيۀ ١٦ سورۀ نمل مىخوانيم:
وَ وَرِثَ سُلَيْمٰانُ دٰاوُدَ...«و سليمان وارث داود شد...» در اين آيه،اشاره به ارث بردن سليمان از پدرش داود كرده است.
در اين كه منظور از«ارث»در اين جا ارث چه چيز است؟در ميان مفسران گفتگوست:
بعضى آن را منحصر به ميراث علم و دانش دانستهاند،چرا كه به پندار آنها پيامبران ارثى از اموال خود نمىگذارند.
بعضى ديگر منحصرا ميراث مال و حكومت را ذكر كردهاند،چرا كه اين كلمه قبل از هر چيز،آن مفهوم را به ذهن تداعى مىكند.
و بعضى علم سخن گفتن با پرندگان را(منطق الطير).