شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٨٠ - سَكي١٦٢٢ نَه (فتح٤/ )
آن موجود در حال حركت باشد يا سكون،مثلا مىگوييم:ما در فلان شهر ساكن هستيم،يعنى در آنجا استقرار يافتيم و توقف داريم اعم از اين كه در خيابانهاى شهر در حال حركت باشيم يا در حال سكون.
اين احتمال نيز وجود دارد كه«سكون»در آيۀ مورد بحث،فقط مقابل حركت باشد و از آنجا كه اين دو از امور نسبى هستند ذكر يكى ما را از ديگرى بىنياز مىكند،بنابراين معنى آيه چنين مىشود:
«آنچه در روز و شب و افق زمان در حال سكون و حركت است همه از آن خداست»(وَ لَهُ مٰا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهٰارِ)انعام١٣/.
و در اين صورت آيه مىتواند اشاره به يكى از استدلالات توحيد باشد،زيرا«حركت»و «سكون»دو حالت عارضى هستند كه به طور مسلم،حادثاند و نمىتوانند قديم و ازلى باشند چون حركت عبارت است از بودن چيزى در دو زمان مختلف در دو مكان،و سكون،بودن چيزى است در دو زمان در يك مكان معين،و بنابراين در ذات حركت و سكون توجه به حالت سابقه نهفته شده است و مىدانيم چيزى كه قبل از آن حالت ديگرى باشد ازلى نمىتواند بوده باشد.از اين سخن چنين نتيجه مىگيريم كه:
«اجسام از حركت و سكون خالى نيستند»و«آنچه از حركت و سكون خالى نيست نمىتواند ازلى باشد».
بنابراين تمامى اجسام حادثاند و چون حادثاند نيازمند به آفريدگار هستند.(ج ١٦٨/٥.)
سَكيٖنَه:(فتح٤/.)[*]
در اصل از«سكون»به معنى آرامش و اطمينان خاطرى است كه هرگونه شك و ترديد و وحشت را از انسان زائل مىكند و او را در طوفان حوادث ثابت قدم مىدارد.
اين آرامش ممكن است جنبۀ عقيدتى داشته باشد و تزلزل اعتقاد را برطرف سازد،يا جنبۀ عملى،به گونهاى كه ثبات قدم و مقاومت و شكيبايى به انسان بخشد.
جمعى از مفسران براى«سكينه»معانى ديگر ذكر كردهاند كه در نهايت بازگشت به همين تفسير است.
[*]هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ...«او كسى است كه سكينه و آرامش را در دلهاى مؤمنان نازل كرد...»فتح٤/.