شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٥٢ - سَرَقَ (يوسف٧٧/ )
الا و انّ اعطاء المال فى غير حقّه تبذير و اسراف و هو يرفع صاحبه فى الدّنيا و يضعه فى الآخرة و يكرمه فى النّاس و يهينه عند اللّه.«آگاه باشيد مال را در غير مورد استحقاق صرف كردن،تبذير و اسراف است،ممكن است اين عمل انسان را در دنيا بلندمرتبه كند امّا مسلما در آخرت پست و حقير خواهد كرد،در نظر تودۀ مردم ممكن است سبب اكرام شود،اما در پيشگاه خدا موجب سقوط مقام انسان خواهد شد».[*](ج ٩٧/١٢.)
اسراف و اقتار:(فرقان٦٧/.)[**]
در تفسير«اسراف»و«اقتار»كه نقطه مقابل يكديگرند مفسران سخنان گوناگونى دارند كه روح همه به يك امر بازمىگردد و آن اين كه«اسراف»آن است كه(چيزى)بيش از حد و در غير حق و بىجا مصرف شود و«اقتار»آن است كه كمتر از حق و مقدار لازم بوده باشد.[***]
در يكى از روايات اسلامى تشبيه جالبى براى«اسراف»و«اقتار»و«حدّ اعتدال»شده و آن اين است كه امام صادق(ع)هنگامى كه آيۀ مورد بحث را تلاوت فرمود،مشتى سنگريزه از زمين برداشت و محكم در دست گرفت و فرمود اين همان«اقتار»و سختگيرى است.سپس مشت ديگرى برداشت و چنان دست خود را گشود كه همۀ آن به روى زمين ريخت و فرمود اين «اسراف»است.بار سوم مشت ديگرى برداشت و كمى دست خود را گشود به گونهاى كه مقدارى فروريخت و مقدارى در دستش باقى ماند و فرمود اين همان«قوام»(حدّ وسط)است.
(ج ١٥٢/١٥.)
س ر ق
سَرَقَ:(يوسف٧٧/.)[****]
در اصل از مادّۀ«سرق»(بر وزن مدد)به معنى«دزدى و نيز ربودن مال ديگرى در پنهان
[*]نهج البلاغه صالح و فيض،خطبه ١٢٦.
[**]وَ الَّذِينَ إِذٰا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كٰانَ بَيْنَ ذٰلِكَ قَوٰاماً.«آنها كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند نه اسرافمىكنند و نه سختگيرى،بلكه در ميان اين دو حدّ اعتدالى دارند»فرقان٦٧/.
[***] القتر و الفتور و الاقتار و التقتير: نفقه تنگ داشتن.«لسان التنزيل».
[****]قٰالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ...«(برادران)گفتند اگر او(بنيامين)دزدى كرده(تعجب نيست)برادرش(يوسف)نيز قبل از او دزدى كرده...»يوسف٧٧/.