شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٢٨ - ساحل (طه٣٩/ )
اين احتمال را داد كه او چنين فرزندى را براى ابراهيم خواهد آورد ولى تعجب كرد كه مگر ممكن است پير زنى در اين سن و سال براى شوهر پيرش فرزند بياورد،لذا با تعجب از آنها سؤال كرد و آنها صريحا به او گفتند كه آرى اين فرزند از تو خواهد شد(دقت در سورۀ ذاريات نيز اين معنى را تأييد مىكند).
قابل توجه اين كه بعضى از مفسران اصرار دارند كه«ضحكت»را در اين جا از مادّۀ «ضحك»(بر وزن درك)به معنى«عادت زنانه»بوده باشد و گفتهاند درست در همين لحظه بود كه ساره در آن سن زياد و بعد از رسيدن به حدّ يأس،بار ديگر عادت ماهيانه را كه نشانۀ امكان تولد فرزند بود پيدا كرد و لذا وقتى او را بشارت به تولد اسحاق دادند كاملا توانست اين مسئله را باور كند،آنها به اين استدلال كردهاند كه در لغت عرب اين جمله گفته مىشود:ضحكت الارانب، يعنى«خرگوشها عادت شدند!»،ولى اين احتمال از جهات مختلفى بعيد است،زيرا اولا شنيده نشده است كه اين ماده در مورد انسان در لغت عرب به كار رفته باشد و لذا راغب در كتاب مفردات هنگامى كه اين معنى را ذكر مىكند،صريحا مىگويد كه اين تفسير جملۀ«فضحكت» نيست آنگونه كه بعضى از مفسران پنداشتهاند،بلكه معنى جمله همان معنى خنديدن است ولى مقارن حالت خنده عادت ماهيانه به او دست داد،و اين دو با هم اشتباه شده است.
ثالثا اگر اين جمله به معنى پيدا شدن آن حالت زنانه بوده باشد نبايد ساره بعد از آن از بشارت به اسحاق تعجب كند چرا كه با وجود اين حالت،فرزند آوردن عجيب نيست،در حالى كه از جملههاى بعد در همين آيه استفاده مىشود كه او نه تنها تعجب كرده بلكه صدا زد:واى بر من مگر ممكن است من پيرزن فرزند آورم؟! به هر حال اين احتمال در تفسير آيه بسيار بعيد به نظر مىرسد.سپس اضافه مىكند:
«به دنبال آن به او بشارت داديم كه اسحاق از او متولد خواهد شد و پس از اسحاق،يعقوب از اسحاق متولد مىشود»در حقيقت هم به او بشارت فرزند دادند،و هم«نوه»يكى اسحاق و ديگرى يعقوب كه هر دو از پيامبران خدا بودند.(ج ١٧٠/٩ تا ١٧٢.)
سحل
ساحل:(طه٣٩/.)[*]
به معنى«كنار و كرانۀ دريا»است و بنا به گفتۀ قاموس از مادّۀ«سحل»به معنى«كوبيدن و
[*]...فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ بِالسّٰاحِلِ يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِي وَ عَدُوٌّ لَهُ...طه٣٩/.