شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣١٧ - سِجْن (يوسف٤٢/ )
كرد و يوسف را با اين بيان متهم ساخت«صدا زد كيفر كسى كه نسبت به اهل و همسر تو ارادۀ خيانت كند،جز زندان يا عذاب اليم چه خواهد بود؟» جالب اين كه اين زن خيانتكار تا خود را در آستانۀ رسوايى نديده بود فراموش كرده بود كه همسر عزيز مصر است،ولى در اين موقع با تعبير«اهلك»(خانواده تو)مىخواهد حسّ غيرت عزيز را برانگيزد كه من مخصوص توام نبايد ديگرى چشم طمع در من بدوزد.
نكتۀ قابل توجه ديگر اين كه همسر عزيز مصر،هرگز نگفت يوسف قصد سوئى دربارۀ من داشته بلكه دربارۀ ميزان مجازات او با عزيز مصر صحبت كرد،آنچنان كه گويى اصل مسئله مسلم است و سخن از ميزان كيفر و چگونگى مجازات اوست و اين تعبير حساب شده در آن لحظهاى كه مىبايست آن زن دست و پاى خود را گم كند نشانۀ شدت حيلهگرى اوست.
و باز اين تعبير كه اول سخن از زندان مىگويد و بعد گويى به زندان هم قانع نيست،پا را بالاتر مىگذارد و از«عذاب اليم»كه تا سر حد شكنجه و اعدام پيش مىرود،حرف مىزند.(ج ٣٨٤/٩-٣٨٥.)
سِجْن:(يوسف٤٢/.)[*]
به معنى«زندان»است،زندان كانون ارشاد يا دانشگاه فساد؟ زندان تاريخچۀ بسيار دردناك و غمانگيزى در جهان دارد.بدترين جنايتكاران و بهترين انسانها هر دو به زندان افتادهاند،به همين دليل زندان هميشه كانونى بوده است براى بهترين درسهاى سازندگى و يا بدترين بدآموزيها.
در زندانهايى كه تبهكاران دور هم جمع مىشوند در حقيقت يك آموزشگاه عالى فساد تشكيل مىشود.در اين زندانها نقشههاى تخريبى را مبادله مىكنند و تجربياتشان را در اختيار يكديگر مىگذارند و هر تبهكارى در واقع درس اختصاصى خود را به ديگران مىآموزد،به همين دليل پس از آزادى از زندان بهتر و ماهرتر از گذشته به جنايات خود ادامه مىدهند،آن هم با حفظ وحدت و تشكل جديد،مگر اين كه ناظران بر وضع زندان مراقب اين موضوع باشند و با ارشاد و تربيت زندانيان آنها را كه غالبا افرادى پرانرژى و با استعداد هستند تبديل به عناصر صالح و مفيد و سازنده بكنند.
و اما زندانهايى كه از پاكان و نيكان و بىگناهان و مبارزان راه حق و آزادى تشكيل مىشود
[*]...فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ.«...و به دنبال آن(يوسف)چند سال در زندان باقى ماند»يوسف٤٢/.