شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٩٨ - سابحات (نازعات٣/ )
اين«زبان حال»گاهى آنقدر قوى و نيرومند است كه«زبان قال»را تحت الشعاع خود قرار مىدهد و به تكذيب آن بر مىخيزد و به گفته شاعر:
گفتم كه با مكر و فسون*پنهان كنم راز درون پنهان نمىگردد كه خون*از ديدگانم مىرود! اين همان چيزى است كه على عليه السلام در گفتار معروفش مىفرمايد:
«هرگز كسى رازى را در دل نهان نمىكند مگر اين كه در لابلاى سخنان ناآگاه و صفحه صورتش آشكار مىگردد»[١](ج ١٣٣/١٢ تا ١٣٥.)
سبح:(مزمل٧/.)[*]
بر وزن«مدح»در اصل به معنى«حركت و رفت و آمد»است و گاه به«شنا كردن»نيز اطلاق مىشود،چرا كه حركات مداومى دارد،مثلا در آيۀ ٤٠ سوره يس مىخوانيم:
...وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ.«...و هركدام از آنها(خورشيد و ماه)در مسير خود شناورند».
جملۀ فوق به عقيدۀ بسيارى از مفسران اشاره به خورشيد و ماه و ستارگان و يا شب و روز است كه هركدام براى خود مسير و مدارى دارند،بدين ترتيب«يسبحون»از مادّۀ«سباحت» گرفته شده و به نقل از«راغب»در كتاب مفردات در اصل به معنى حركت«سريع»در آب و هواست و اين كه ذكر خدا و عبادت او را«تسبيح»مىگويند نيز از همينجا ناشى مىشود،چرا كه آن هم يك حركت سريع در طريق اطاعت و عبادت پروردگار است و همچنين سورههايى كه با «تسبيح خدا»شروع مىشود(مانند سورۀ صف...)جزء سورههاى«مسبّحات»شمرده مىشود.
(ج ٣٨٧/١٨،ج ٦٠/٢٤،ج ١٧٧/٢٥.)
سابحات:(نازعات٣/.)[**]
از مادّۀ«سبح»(بر وزن سطح)به معنى«حركت سريع در آب يا در هوا»است،لذا در مورد شنا كردن در آب و يا حركت سريع اسب،و با سرعت به دنبال كارى رفتن گفته مىشود، «تسبيح»كه به معنى پاك شمردن خداوند از هر عيب و نقص است نيز از همين معنى گرفته شده، گويى كسى كه تسبيح مىگويد با سرعت در عبادت پروردگار به پيش مىرود.
[١]نهج البلاغه،كلمات قصار،شمارۀ ٢٦.
[*]إِنَّ لَكَ فِي النَّهٰارِ سَبْحاً طَوِيلاً.«و تو در روز تلاش مستمر و طولانى خواهى داشت»مزمل٧/.
[**]وَ السّٰابِحٰاتِ سَبْحاً.«و سوگند به فرشتگانى كه در اجراى فرمان الهى با سرعت حركت مىكنند»نازعات٣/.