شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٩٧ - تُسَبِّحُ (اسراء٤٤/ )
مورد بحث باشد كه بدون هيچگونه استثناء همۀ موجودات عالم هستى،زمين و آسمان،ستارگان و كهكشانها،انسانها و حيوانات و برگهاى درختان و حتّى دانههاى كوچك اتم را در اين تسبيح و حمد عمومى شريك مىداند.
قرآن مىگويد:عالم هستى يكپارچه زمزمه و غوغاست،هر موجودى به نوعى به حمد و ثناى حق مشغول است و غلغلهاى خاموش در پهنۀ عالم هستى طنين افكنده كه بىخبران توانايى شنيدن آن را ندارند،امّا انديشمندانى كه قلب و جانشان به نور ايمان زنده و روشن است،اين صدا را از هر سو بخوبى به گوش جان مىشنوند.
در تفسير حقيقت اين حمد و تسبيح در ميان دانشمندان و فلاسفه و مفسران بسيار گفتگوست:
بعضى آن را حمد و تسبيح«حالى»دانستهاند و بعضى«قالى»كه خلاصه نظريات آنها را مىگوييم:
١.جمعى معتقدند كه همه ذات موجودات اين جهان اعم از آنچه ما آن را عاقل مىشماريم يا بىجان و غير عاقل همه داراى يك نوع درك و شعورند و در عالم خود تسبيح و حمد خدا مىگويند،هرچند ما قادر نيستيم به نحوۀ درك و احساس آنها پى ببريم و زمزمۀ حمد و تسبيح آنها را بشنويم.
آياتى مانند...وَ إِنَّ مِنْهٰا لَمٰا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللّٰهِ...«...بعضى از سنگها از ترس خدا از فراز كوهها به پايين مىافتند...»بقره٧٤/.
و مانند...فَقٰالَ لَهٰا وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيٰا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قٰالَتٰا أَتَيْنٰا طٰائِعِينَ.
«...خداوند به آسمان و زمين فرمود از روى اطاعت يا كراهت به فرمان من آييد،آنها گفتند ما از در اطاعت مىآييم.»فصلت١١/.
را مىتوان گواه بر اين عقيده گرفت.
٢.بسيارى معتقدند كه اين تسبيح و حمد،همان چيزى است كه ما آن را«زبان حال» مىناميم،حقيقى است نه مجازى،ولى به زبان حال است نه قال.
توضيح اين كه بسيار مىشود به كسى كه آثار ناراحتى و درد و رنج و بىخوابى در چهره و چشم او نمايان است مىگوييم:
هرچند تو از ناراحتيت سخن نمىگويى،امّا چشم تو مىگويد كه ديشب به خواب نرفتى و چهرهات گواهى مىدهد كه از درد و ناراحتى جانكاهى رنج مىبرى!