شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٦٤ - زَهْرَة (طه١٣١/ )
ز ه د
زاهدين:(يوسف٢٠/.)[*]
از مادّۀ«زهد»به معنى«بىاعتنا و بىرغبت بودن»است و زاهد به كسى مىگويند كه به دنيا رغبتى نشان ندهد و دنيا را براى آخرت ترك گويد.
آيۀ مورد بحث دربارۀ فروختن يوسف است،گرچه در مورد فروشندگان يوسف و اين كه چه كسانى بودند گفتگوست،بعضى آنها را برادران يوسف دانستهاند،ولى ظاهر آيات اين است كه كاروانيان اقدام به چنين كارى كردند،آيه چنين است:
«و او را به بهاى كمى-چند درهم-فروختند و نسبت به(فروختن)او بىاعتنا بودند»(وَ كٰانُوا فِيهِ مِنَ الزّٰاهِدِينَ)يوسف٢٠/.
در حقيقت اين جمله در حكم بيان علت براى جملۀ قبل است،اشاره به اين كه اگر آنها يوسف را به بهاى اندك فروختند به خاطر اين بود كه نسبت به اين معامله بىميل و بىاعتنا بودند.
اين موضوع يا به خاطر آن بود كه يوسف را كاروانيان،ارزان به دست آورده بودند و انسان چيزى را كه ارزان به دست آورد غالبا ارزان از دست مىدهد و يا اين كه از اين مىترسيدند كه سرّ آنها فاش شود و مدعى پيدا كنند و يا از اين نظر كه در يوسف نشانههاى غلام بودن را نمىديدند، بلكه آثار آزادگى و حريت در چهرۀ او نمايان بود و به همين دليل نه فروشندگان چندان رغبت به فروختن او داشتند و نه خريداران.(ج ٣٥٥/٩-٣٥٦.)
ز ه ر
زَهْرَة:(طه١٣١/.)[**]
به معنى«شكوفۀ گل»و جمع آن«ازهار»است و جملۀ:زهرة الدنيا،كنايه از خوشى و عيش دنياست،چنان كه در آيۀ مورد بحث آمده است:
«و هرگز چشم خود را به نعمتهاى مادى كه به گروههايى از آنها(كافران)دادهايم ميفكن
[*]وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرٰاهِمَ مَعْدُودَةٍ وَ كٰانُوا فِيهِ مِنَ الزّٰاهِدِينَ.يوسف٢٠/.
[**]وَ لاٰ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلىٰ مٰا مَتَّعْنٰا بِهِ أَزْوٰاجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا...طه١٣١/.