شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٤ - دُرّى (نور٣٥/ )
دُرّى:(نور٣٥/.)[*]
واژۀ«دُرّ»به معنى«مرواريد درشت»است و«دُرّى»(صفت نسبى)به معناى«درخشان» است و جملۀ«كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ»در آيۀ مورد بحث به معنى«ستارۀ روشن و فروزان»آمده و استعمال اين كلمه براى آن است كه ستاره را در درخشان بودن و سفيدى و با صفا بودن به«دُرّ» تشبيه كردهاند.[**]
آيۀ مورد بحث مىگويد:
«خداوند نور آسمانها و زمين است،مَثَل نور خداوند همانند چراغدانى است كه در آن چراغى(پرفروغ )باشد،آن چراغ در حبابى قرار گيرد،حبابى شفاف و درخشنده همچون يك ستارۀ فروزان...»(كَأَنَّهٰا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ)در اين آيه اگر بخواهيم براى ذات پاك خدا تشبيه و تمثيلى از موجودات حسّى اين جهان انتخاب كنيم(گرچه مقام با عظمت او از هر شبيه و نظير برتر است)چيزى جز از واژۀ«نور» نمىتوان استفاده كرد كه اين نور همچون چراغى پرفروغ و ستارهاى فروزان، روشنىبخش عالم آفرينش است،همۀ موجودات زنده به بركت فرمان او زندهاند و همۀ مخلوقات بر سر خوان نعمت او هستند و جالب اين كه هر موجودى به هر نسبت با او ارتباط دارد به همان اندازه نورانيّت و روشنايى كسب مىكند:
قرآن نور است چون كلام اوست،آيين اسلام نور است چون آيين اوست،پيامبران نورند چون فرستادگان اويند،امامان معصوم انوار الهى هستند چون حافظان آيين او بعد از پيامبرانند، «ايمان»نور است چون رمز پيوند با اوست،علم نور است چون سبب آشنايى با اوست و به اين ترتيب همه انوار هستى از نور او مايه مىگيرد و به نور ذات پاك او منتهى مىشود.
بنابراين قرآن بعد از بيان حقيقت فوق با ذكر يك مثال زيبا و دقيق چگونگى نور الهى را در اين جا مشخص مىكند.(ج ٤٧٤/١٤-٤٧٥.)
[*]اَللّٰهُ نُورُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكٰاةٍ فِيهٰا مِصْبٰاحٌ الْمِصْبٰاحُ فِي زُجٰاجَةٍ الزُّجٰاجَةُ كَأَنَّهٰا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ...
[**] لسان التنزيل،قاموس قرآن،ماده«درر».