شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٠٢ - ذات (حديد٦/ )
بعضى افراد به اين كلمه ملقب شدهاند،مانند ذو القرنين(كهف٩٤/.)و ذو النّون (انبياء٨٧/.).و پادشاهان يمن نيز القابشان«ذو»بوده،مانند«ذو يزن»و«ذو نواس»جمع آن «اذواء»است.
و نصب آن به الف مانند...وَ لَوْ كٰانَ ذٰا قُرْبىٰ...انعام١٥٢/.و جرّ آن به ياء مانند:غَيْرِ ذِي زَرْعٍ...ابراهيم٣٧/.
واژۀ«ذوا»تثنيۀ«ذو»در حال رفعى مىباشد مانند...يَحْكُمُ بِهِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْكُمْ...مائده ٩٥/.و همچنين«ذوى»تثنيۀ آن است در دو حالت نصبى و جرّى مانند...ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ...
طلاق٢/.و نيز كلمۀ«ذوى»جمع آن است در دو حالت نصبى و جرّى،مانند...ذَوِي الْقُرْبىٰ...
بقره١٧٧/.(با استفاده از تبيين اللغات و كتب نحو)
ذات:(حديد٦/.)[*]
در لغت عرب به معنى«عين و حقيقت اشياء»نيامده،بلكه اين اصطلاحى است از سوى فلاسفه[١]،در حالى كه«ذات»به معنى«صاحب چيزى»است و«ذات الصّدور» در آيۀ مورد بحث اشاره به نيّات و اعتقاداتى است كه قلوب انسانها را در اختيار خود گرفته است و برآن حاكم است و به عبارت ديگر،واژۀ«ذات»كه مذكر آن«ذو»مىباشد در اصل به معنى «صاحب»آمده است،هرچند در تعبيرات فلاسفه به معنى عين و حقيقت و گوهر اشياء به كار مىرود،اما به گفته«راغب»در مفردات،اين اصطلاحى است كه در كلام عرب وجود ندارد؛ بنابراين جملۀ:وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِو يا:ان اللهعَلِيمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ ٢.فاطر٣٨/ مفهومش اين مىشود كه خداوند از صاحب و مالك دلها باخبر است،اين جمله كنايه لطيفى از عقايد و نيّات انسانهاست،چرا كه اعتقادات و نيات هنگامى كه در دل مستقر مىشوند گويى مالك قلب انسان مىشوند و برآن حكومت مىكنند و به همين دليل اين عقايد و نيّات صاحب و مالك دل انسانى محسوب مىشود.
اين همان است كه بعضى از بزرگان از آن استفاده كرده و در اين عبارت آن را مجسم ساختهاند:
[*]...وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ.«...و او به آنچه بر دلها حاكم است داناست»حديد٦/.
[١] رجوع فرماييد به مفردات راغب.
[٢] در آيات بسيارى از قرآن مجيد بيش از ١٠ آيه اين جمله عينا يا با تفاوت مختصرى تكرار شده است.