ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٥ - باب دوم در ذكر مشايخ اين طريقه و آنچه از سيرة و قول ايشان دليل كند بر تعظيم شريعت
نگرى نيز خورى.
محمد بن الحسين گويد [نهرجورى گويد] فاضلترين كارها آنست كى بعلم پيوسته بود.
و ازين طايفه بود ابو الحسن علىّ بن محمّد المزيّن، بغدادى بود، از اصحاب سهل بن عبد اللّه و جنيد و طبقه وقت ايشان، بمكّه مجاور بود و وفات وى آنجا بود اندر سنه ثمان و عشرين و ثلثمايه، با ورع و بزرگ بود.
ابو بكر رازى گويد كى مزيّن گفت گناه از پس گناه عقوبت گناه بود و نيكوئى از پس نيكوئى ثواب نيكوئى بود.
مزيّن را از توحيد پرسيدند گفت آنك بدانى كه اوصاف او جداست از اوصاف خلق، بصفات قديم محدثات ازو جدا باز شدند[١].
و از ايشان بود ابو علىّ بن الكاتب نام وى الحسن بن احمد صحبت ابو على رودبارى و ابو بكر مصرى و پيران ديگر كرده بود و بزرگ بود اندر حال خويش و وفاة او اندر سنه نيّف و اربعين و ثلثمايه بود.
ابن كاتب گويد معتزله خواستند كى خدايرا منزّه گويند از جهت عقل و بخطا افتادند و صوفيان از طريق علم تنزيه خداى گفتند و مصيب بودند.
ابن كاتب گويد چون خوف در دل قرار گيرد بر زبان حكمت رود.
و از ايشان بود مظفّر قرميسينى از پيران كوهستان بود و صحبت عبد اللّه خرّاز و پيران ديگر كرده بود.
مظفّر قرميسنى گويد روزه بر سه گونه باشد، روزه روح بود بكوتاهى امل، و روزه عقل بود بمخالفت هوا و روزه نفس بود بازايستادن از طعام و محارمها.
و گويد بدترين رفقها رفق زنان باشد بر هر گونه كه باشد.
[١] - مب: بصفات قديم مباين شد ازيشان چنانك ايشان مباين شدند از وى بصفات حدوث و اين بمتن عربى نزديكتر است.