ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٢٢ - باب سى و هشتم در غيرت
كه غيرت بر حق جهل بود و به بىدينى كشد و غيرت خدايرا، تعظيم حقوق او واجب كند[١] [و صافى بكردن عمل، او را[٢]] و بدانيد كه سنّت حقّ سبحانه و تعالى با اولياء خويش آنست كه چون ايشان بغير او مشغول شوند يا دل بغير او مشغول دارند آن بر ايشان شوريده دارد[٣] [از] غيرت بر دلهاى ايشان تا ويرا باخلاص عبادت كنند، [فارغ از آنچه بدان ميل گرفته باشند[٤]] چنانك آدم ٧ چون دل بر آن نهاد كه جاويد[٥] در بهشت خواهد بود[٦] از آنجاش بيرون كردند و چنانك ابراهيم ٧ [از اسماعيل[٧]] عجب بمانده بود، فرمودند ويرا[٨] قربان كن چون دل ازو برگرفت و بران بايستاد [كه قربان كند و دست و پاى وى ببست و كارد بر گلوى وى نهاد[٩]] فرمان داد بفدا[١٠].
محمد بن حسّان گويد اندر كوه لبنان همىگشتم جوانى از جائى بيرون آمد، سموم و باد او را بسوخته بود[١١] چون مرا بديد بگريخت، من از پس او فراز شدم
[١] - مب: و غيرت تعالى را تعظيم بود.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: و بدانك از علامات آنك حق تعالى اولياء خويش را نگذارد تا بغير او مشغول شوند آنست كى با هرچ آرام گيرد بتن يا بدل آن چيز بر وى بشولد. متن عربى: و اعلموا ان من سنة الحق مع اوليائه انهم اذا ساكنوا غيرا او لاحظوا شيئا او ضاجعوا بقلوبهم شيئا شوش عليهم ذلك فيغار على قلوبهم بان يعيدها خالصة لنفسه فارغة عما ساكنوه. و بدانيد كه يكى از سنتهاى خدا با اولياء خويش آنست كه چون ايشان بغيرى آرام گيرند يا بچيزى جز خداى نگرند يا دل بچيزى درآميزند آنرا بر ايشان بشوراند و بر دلهاشان غيرت مىورزد بدينگونه كه آنرا ويژه خويش مىدارد پرداخته و فارغ از آنچه بدان آرام گرفتهاند.
هر دو ترجمه ناقص است.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: جاودانه.
[٦] - مب: بودن.
[٧] - مب: ندارد.
[٨] - مب: فرمود كى او را.
[٩] - مب: ندارد.
[١٠] - مب: فرمان آمد بفداء كبش.
[١١]- مب: باد سموم او را سوخته.