ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١٠٧ - باب سوم در تفسير الفاظى كى ميان اين طايفه رود و آنچه از آن مشكل بود
و چون بنده ازين دو حال بيكى موصوف بود بهيچ حال ازين خالى نبود چون اين اندر آيد آن ديگر برود، متعاقب باشند بر يكديگر هركه از اوصاف مذموم فانى گردد خصال محمود بر وى درآيد و هركه خصلت مذموم بر وى غلبه گيرد از خصال محمود برهنه گردد. و بدانك آنچه بنده بر اوست[١] افعال است و اخلاق و احوال، افعال تصرّفهاى بنده بود باختيار بنده و اخلاق مطبوع بود و لكن بمعالجت بگردد.
چنانك در عادت رفته است[٢] و احوال بر بنده درآيد بر روى ابتدا و لكن صفاى آن از پس اعمال پاكيزه بود و آن چون اخلاق بود ازين روى براى آنك چون بنده بخويهاى نيكو رسد خويهاى بد را نفى كرده باشد بجهد خويش و از خداى توفيق خواهد و يارى خواهد تا خوى او نيكو كند همچنين چون بر تزكيت اعمال خويش مواظبت نمايد بجهد و طاقت خويش، خداى بر وى منّت نهد بصافى گردانيدن احوال[٣] و هر كى بپرهيزيد از افعال نكوهيده بزبان شريعت[٤] ويرا گويند از شهوت خويش فانى گشت و چون فانى گردد از شهوت بنيّت و اخلاص، باقى گشت در بندگى خويش و هر كى بدل اندر دنيا زاهد گشت او را گويند از رغبت فانى گشت و چون از رغبت فانى گشت بانابت باقى شد[٥] و هر كى معالجت كند خوى خويش را و حسد و كين و بخل و خشم و تكبّر از دل خويش براند و اين همه فعلها از رعونات نفس خيزد گويند از خويهاى بد فانى گشت و چون ازين فانى گشت باقى گشت بصدق و فتوّت.
[١] - متن عربى: ان الذى يتصف به العبد. آنچه بنده بدان موصوف بود.
[٢] - متن عربى: و لكن تتغير بمعالجته على مستمر العادة. و ليكن بكوشش و معالجت پياپى بدل گردد.
[٣] - متن عربى: من اللّه عليه بتصفية احواله بل بتوفية احواله. خداى بر وى بصافى گردن بلكه تمام و كامل گردانيدن احوال منت نهد.
[٤] - يعنى افعاليكه بزبان و از روى گفته شرع نكوهيده است.
[٥] - مب: ناقص است.