ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٢٤٩ - باب بيستم اندر توكّل
حسين منصور گفت ابراهيم خوّاص را، چه ميكردى اندرين سفرها و بيابانها كه مىبريدى[١] گفتا در توكّل مانده بودم خويشتن را بر آن راست مىنهادم[٢] گفت عمر بگذاشتى اندر آبادان كردن باطن[٣] [كجائى از فنا در توحيد].
ابو نصر سرّاج گويد توكّل آنست كه ابو بكر دقّاق گويد زندگانى با يك روز آوردن و اندوه فردا نابردن، و چنانك سهل بن عبد اللّه گويد توكّل آنست كه با خداى عنان فروگذارى چنانك او خواهد.
[بو يعقوب نهرجورى گويد[٤]] توكّل بحقيقت ابراهيم را ٧ بود كه جبرئيل گفت ٧ هيچ حاجت هست گفت بتو نه، زيرا كه از نفس [خود] غائب بود بخداى عزّ و جلّ، با خداى هيچيز ديگر نديد[٥].
[ذو النّون مصرى را پرسيدند از توكّل، گفت از طاعت اغيار بيرون آمدن و بطاعت خداى پيوستن گفت زيادت كن گفت خويشتن بصفت بندگى داشتن و از صفت خداوندى بيرون آوردن[٦]].
حمدونرا پرسيدند از توكّل گفت[٧] اگر ترا ده هزار درم[٨] بود و بر تو دانگى وام بود[٩] [ايمن نباشى كه بميرى و آن بر تو بماند[١٠]] و اگر ده هزار درم ترا وام بود و هيچيز ندارى، نوميد نباشى از خداى عزّ و جلّ بگزاردن آن.
[١] - مب: چه كردى درين سفرها كه گرديدى و بيابانها كه بريدى.
[٢] - اصل: اندر توكل ماندهام صادق آن از خويشتن بازجستم. مب: مطابق متن عربى است.
[٣] - مب: عمر در آبادانى بگذاشتى.
[٤] - مب: ندارد. اصل: مطابق متن عربى است.
[٥] - مب: جز او كس را نديد.
[٦] - مب: ندارد. در متن عربى جواب دوم اول است و اول، دوم.
[٧] - مب: حمدون قصار گويد در توكل.
[٨]- اصل: دينار. مب: مطابق متن عربى است.
[٩] - مب: و آن دانگانه در گردن تو بماند.
[١٠] - مب: ندارد. اصل: مطابق متن عربى است.