ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦١٤ - باب پنجاه و دوم در سماع
هيچيز نشنيدند[١].
[عبد اللّه بن علىّ الطوسى گويد[٢] از] يحيى بن الرّضا شنيدم[٣] كه ابو حلمان دمشقى آواز طوّافى[٤] شنيد كه ميگفت [يا] سعتر برّى [بيفتاد[٥]] و از هوش بشد[٦] چون باز هوش آمد گفتند چه سبب بود كه از هوش بشدى[٧] گفت پنداشتم كه ميگويد اسع[٨] تر[٩] برّى[١٠].
ابو الحسين [علىّ بن محمّد[١١]] الصّيرفى گويد رويم را پرسيدند از پيران كه رويم[١٢] ايشانرا ديده بود اندر سماع كه [ايشان را در سماع] چون ديدى گفت رمه گوسفند[١٣] كه گرگ اندر [ايشان] افتد.
[خرّاز حكايت كند كه علىّ بن الموفّق را ديدم در سماع [گفت[١٤]] مرا
[١] - مب: و آن قصر و اسباب فروگذاشت و برفت و كس از وى اثرى نيافت.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: العلوى گويد.
[٤] - مب: از طوافى.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: برفت.
[٧] - مب: ويرا پرسيدند.
[٨] - مب: اسعد. غلط است از نويسنده.
[٩]- مب، اصل: ترى. مطابق متن عربى اصلاح شد.
[١٠] - متن عربى اضافه دارد. و سمع عتبة الغلام رجلا يقول سبحان رب السماء ان المحب لفى عناء فقال عتبة صدقت و سمع رجل آخر ذلك القول فقال كذبت فكل واحد سمع من حيث هو. عتبة الغلام يكى را شنيد كه مىگفت سبحان رب السماء الخ گفت راست گفتى ديگرى همان سخن شنيد گفت دروغ گفتى زيرا هر يك بر حسب حال خود و از آنجا كه مرتبه وى بود شنيده بود.
[١١] - مب: ندارد.
[١٢] - مب: از مشايخ كى وى.
[١٣] - مب: چون گوسفند.
[١٤] - مطابق متن عربى افزوده شد.