ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٩٧ - باب سوم در تفسير الفاظى كى ميان اين طايفه رود و آنچه از آن مشكل بود
و رجا بر بسط همىدارد و حقيقت جمع همىكند و حق مرا تفرقه همىكند چون بخوفم بگيرد از خويشتنم فانى كند و چون بر جا مبسوطم گرداند مرا باز دهد و چون مرا بحقيقت جمع كند حاضرم گرداند و چون تفرقه كند بحق، مرا از من بپوشد و او اندرين همه حركاتم آرد و سكون نه، و مستوحش كند و موانست نه، بحاضر آمدن طعم وجود بچشاند، كاشكى كى مرا از من فانى كردى تا بهره يافتمى يا مرا از من غائب كردى تا براحت افتادمى.
و از ان جمله هيبت و انس است. هيبت و انس برتر از قبض و بسط بود چنانكه قبض برتر درجه خوف بود و بسط برتر [از] منزلت رجا است و هيبت برتر از قبض است و انس تمامتر از بسط، و حقّ هيبت غيبت بود و هر هائب غائب بود پس اندر هيبت متفاوت باشند چنانك اندر غيبت فرق بود ميان ايشان، و حقّ انس هشيارى بود بحق [و همه مستأنسان هشيار باشند] و ميان هشياران فرق بود برحسب آنك اندر شرب ميان ايشان فرق بوده و گفتهاند كمترين محل انس آنست كى اگر صاحب او را اندر دوزخ اندر آرى انس برو تيره نگردد.
جنيد گويد سرى گفت بنده بجائى رسد كى اگر شمشيرى يا تيرى بر روى او زنى خبر ندارد و از ان چيزى اندر دل من بود تا آنگاه كه آشكارا شد مرا كه چنانست كى او گفت.
مقاتل[١] عكّى گويد اندر نزديك شبلى شدم و بمنقاش گوشت از ابروى خويش برمىكند گفتم يا سيّدى خويشتن را چنين همىكنى و [رنج آن با دل من مىگردد][٢] گفت آن حقيقت است كى مرا ظاهر شدست و طاقت او نمىدارم و رنجى بر خويشتن همىنهم مگر از من پوشيده گردد و نمىگردد و مرا با او طاقت نيست.
و حال هيبت و انس اگرچه بزرگست اهل حقيقت نقص شمرند براى آنك بنده را
[١] - متن عربى: ابى مقاتل.
[٢] - اصل: الم بتو همىرسد.