ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٥٧٠ - باب چهل و نهم در محبّت
متّصل شده، قيام كننده باداء حقوق او بدل و بدو نگران[١]، انوار هيبت[٢] او [دل[٣]] او را بسوخته [بود[٤]] و شرب او صافى گشته از كاس و داد او و جبّار او را[٥] كشف كرده از اسباب غيبت او، اگر سخن گويد بخداى گويد و اگر حركت كند بامر خداى بود[٦] و اگر بيارامد با خداى بود [و بخداى بود و خداى را بود] پيران[٧] همه بگريستند [و] گفتند هيچكس درين زيادت نيارد، خداى تعالى ترا نيكوئى بسيار دهاد اى تاج عارفان[٨].
[گويند حق تعالى بداود ٧ وحى فرستاد كه من حرام بكردهام بر دلها كه دوستى من و آن ديگرى در وى شود.]
[ابو العبّاس گويد خادم فضيل بن عياض كه بول بر فضيل بگرفت فضيل دست برداشت و گفت يا رب بدوستى من ترا كه مرا ازين برهانى گفت هنوز برنخاسته بوديم كه شفا پديد آمد[٩]].
و گفتهاند محبّت ايثار است چنانك زن عزيز [مصر] [گفت[١٠]] چون اندر دوستى يوسف بنهايت [رسيد گناه همه باز سوى خويش آورد[١١]] گفت انا راودته عن نفسه[١٢] [اين همه من كردم، من او را بخويشتن دعوت كردم[١٣]] بر خويشتن بخيانت گواهى داد و اندر ابتدا [عزيز را[١٤]] گفت ما جزاء من اراد
[١] - مب: گشته و بحقوق وى قيام كرده و بدل بوى نگران باشد.
[٢] - مب: هويت. مطابق متن عربى است.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: و كاس دوستى جبار سبحانه و تعالى ويرا.
[٦] - مب: حق كند.
[٧] - مب: مشايخ.
[٨] - مب: هيچكس را برين زيادت نيست اى تاج عارفان خداى ترا نگاه دارد.
[٩] - مب: ندارد.
[١٠] - مب: ندارد.
[١١] - مب: ندارد.
[١٢]- مب: و انه لمن الصادقين.
[١٣] - مب: ندارد.
[١٤] - مب: ندارد.