ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٢٥ - باب بيست و پنجم در رضا
ابو سعيد خرّاز گويد رياء عارفان فاضلتر از اخلاص مريدان بود.
[ذو النّون گويد اخلاص آن بود كه از دشمن نگاه دارند تا تباه نكند برو.
ابو عثمان گويد اخلاص، نسيان رؤيت خلق بود بدوام نظر بخالق.
حذيفة المرعشى گويد اخلاص راست ايستادن افعال بنده بود اندر ظاهر و باطن.
و گفتهاند اخلاص آن بود كه براى حق كند و بدان صدق خواهند «١»]
سرى گويد هركه خويشتن را آراسته گرداند اندر چشم مردمان، بآنچه اندر وى نبود از رتبت خويش بيفتاد نزديك خداى عزّ و جلّ «٢».
فضيل گويد دست بازداشتن «٣» عمل براى مردمان ريا بود و كار كردن براى مردمان شرك [بود «١»] و اخلاص آن بود [كه] ترا خداى عزّ و جلّ ازين هر دو عافيت دهد.
جنيد گويد اخلاص سرّى است ميان بنده و خداى «٤» نه فريشته داند كه بنويسد و نه شيطان داند كه [آنرا «٥»] تباه كند و نه هوا داند كه آنرا بگرداند «٦».
رويم گويد اخلاص اندر اعمال آن بود كه اندر هر دو سراى «٧» عوض چشم ندارد و از هر دو فريشته هيچ حظّ نبيوسد.
[سهل عبد اللّه را پرسيدند كه بر نفس مردم چه سختر گفت اخلاص، زيرا كه نفس را اندرو نصيب نباشد.
______________________________
(١)- مب: ندارد.
(٢)- مب: در چشم مردمان آراسته گرداند بدانچ در وى نبود از چشم خداى بيفتد. بمتن عربى نزديكتر است.
(٣)- مب: بداشتن.
(٤)- مب: خداوند.
(٥)- مب: ندارد.
(٦)- مب: بجنباند.
(٧)- مب: در عمل آن بود كه آنرا در دو جهان.