ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٢٨ - باب بيست و پنجم در رضا
من النبيّين و الصّدّيقين و صادق ناميست لازم از صدق و صدّيق مبالغتست از وى [و آن، آن بود كه او را صدق بسيار بود و غلبه حال او صدق بود «١» و كمترين صدق راست كردن ظاهر و باطن بود «٢» و صادق، آن بود كه سخن راست گويد و صدّيق آن بود كه اندر جمله افعال و اقوال و احوال صادق بود.
احمد خضرويه گفت هركه خواهد كه خداى تعالى بازو بود بگو صدق را ملازم باش كه خداى عزّ و جلّ همىگويد انّ اللّه مع الصّادقين.
جنيد گويد صادق اندر روزى چهل بار بگردد و مرائى چهل سال بر يك حال بماند.
ابو سليمان گويد اگر صادق خواهد كه آنچه در دل وى است صفت كند زبانش را بر آن نگردد «٣».
و گفتهاند صدق آن بود كه سرّ با سخن موافق بود.
قنّاد «٤» ميگويد صدق نگاه داشتن گلو بود از حرام.
عبد الواحد بن زيد گويد صدق وفا داشتن بود خدايرا عزّ و جلّ بعمل.
سهل بن عبد اللّه گويد بوى صدق نشنود هركه مداهنت كند خويشتن را يا كسى ديگر را.
و [بو] سعيد قرشى گويد صادق آن بود كه مرگ را ساخته بود و اگر سرّ او بر طبقى نهند تا همه جهان بينند هيچيز نبود اندرو كه ويرا شرم بايد داشتن «٥» و خداى تعالى ميگويد فتمنّو الموت ان كنتم صادقين.
______________________________
(١)- متن عربى اضافه دارد: كالسكير و الخمير.
(٢)- متن عربى: استواء السر و العلانية. برابر و يكسان بودن ظاهر و باطن است.
(٣)- متن عربى اضافه دارد: و قيل الصدق القول بالحق فى مواطن الهلكة. و گفتهاند صدق گفتن حق است در آنجا كه بيم هلاك بود.
(٤)- اصل: قتال. از روى متن عربى اصلاح شد.
(٥)- متن عربى: و لا يستحيى من سره لو كشف. و از كشف سر خود شرم ندارد.