ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٢٢٠ - باب پانجدهم در خشوع و تواضع
فضيل را پرسيدند از تواضع گفت حق را فروتنى كردن و فرمان بردن و از هركه حق گويد فرا پذيرفتن.
فضيل گويد خداوند تعالى وحى فرستاد بكوهها كه من بر يكى از شما، با پيغامبرى از آن خويش سخن خواهم گفتن، كوهها همه تكبّر كردند مگر طور سينا خداوند سبحانه با موسى بر طور سخن گفت تواضع او را.
جنيد را پرسيدند از تواضع، گفت بال فروداشتن بود و پهلو نرم داشتن.
وهب منّبه گويدر اندر بعضى از كتابها است كه خداوند عزّ و جلّ گفت من ذرية آدم بر مثال ذرّه از پشت آدم بيرون آوردم هيچ دل نديدم با من متواضعتر از دل موسى، بدان سبب ويرا برگزيدم و با او سخن گفتم.
عبد اللّه مبارك گويد بر توانگران تكبّر كردن و مر درويشان را متواضع بودن از تواضع بود.
ابو يزيد را گفتند بنده متواضع كى باشد گفت آنگه كه خويشتن را مقامى نبيند و مجالى و اندر ميان مردمان هيچكس را از خويشتن بتر نداند.
و گفتهاند تواضع نعمتى است كه اندرو حسد نكنند و كبر محنتى بود كه بر وى رحمت نكنند و عزّ اندر تواضع است هركه اندر كبر طلب كند نيابد.
ابراهيم شيبان گويد شرف اندر تواضع است و عزّ اندر تقوى و آزادى اندر قناعت.
سفيان ثورى گويد عزيزترين خلقان پنجاند عالمى زاهد و فقيهى صوفى و توانگرى متواضع و درويشى شاكر و شريفى سنّى.
يحيى معاذ گويد تواضع اندر همگنان نيكو بود، و ليكن اندر توانگران نيكوتر و تكبّر اندر همگنان زشت بود و ليكن اندر درويشان زشتر.
ابن عطا گويد تواضع قبول حق بود از هركه بود.
گويند زيد بن ثابت بر مىنشست، ابن عبّاس رضى اللّه عنه فرا شتافت تا