ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٨٣ - باب چهل و سيم در ادب
يكى ازين طايفه گويد حقّ تعالى گويد هركه اسما و صفات خويش برو لازم كردم ادب لازم آمد بر وى و هركه او را كشف كردم از حقيقت ذات خويش[١]، [گرفتار هلاكش كردم[٢]] هر كدام خواهى اختيار كن ادب يا عطب[٣].
[و گويند ابن عطا يك روز پاى دراز كرد در ميان جماعت خويش و گفت ترك ادب در ميان اهل ادب بادب بود[٤]] و اين حكايت را دليل آرد بر آن خبر كه روايت كنند از پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم[٥] كه ابو بكر و عمر نزديك[٦] او بودند [پاى دراز كرده بود[٧]] عثمان درآمد [پاى بركشيد و[٨]] بپوشيد و گفت شرم دارم از مردى كه فرشتگان [آسمان] از وى شرم دارند و اين تنبيهى بود بدين حديث كه حشمت عثمان اگرچه بزرگ بود نزديك او صلّى اللّه عليه و سلّم حالتى كه ميان او[٩] و ابو بكر و عمر رضى اللّه عنهما بود صافىتر بود [و اين بيت بر استشهاد آورد.
شعر:
|
فىّ انقباض و حشمة فاذا |
صادفت اهل الوفاء و الكرم |
|
|
ارسلت نفسى على سجيّتها |
و قلت ما قلت غير محتشم[١٠]] |
|
[١] - مب: شبلى گويد حق تعالى هركرا الزام باسما و صفات خويش ادبش الزام كرد و هر كى را از حقيقت آداب خويش كشف كردم. اقوال را در هم آميخته و سهو غريب كرده است و ظاهرا اين غلط از مستنسخ است.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: يا هلاك.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: و اين حكايت را گواهى دهد كى از رسول ٧ روايت كنند.
[٦] - مب: پيش.
[٧] - مب: ندارد.
[٨] - مب: ندارد.
[٩] - مب: و آن تنبيهى بود از پيغامبر ٧ بر آن كى اگرچى حشمت عثمان نزديك او بزرگ بود آن حالت كى ميان پيغامبر ٧.
[١٠] - مب: ندارد.