ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٢٤ - باب بيست و پنجم در رضا
صدق تمام نبود مگر باخلاص اندرو «١»] و مداومت برو.
ابو يعقوب سوسى گويد هرگاه كه «٢» اندر اخلاص خويش اخلاص بيند آن اخلاص را باخلاصى ديگر حاجت آيد.
ذو النّون مصرى گويد سه چيزست علامت اخلاص يكى آنك مدح و ذمّ عام نزديك او يكى باشد و [دوم آنكه] رؤيت «٣» اعمال فراموش كند سوم آنكه در آخرت هيچ نبيند عمل را «٤» عمل خويش.
ابو عثمان گويد اخلاص آن بود كه نفس را اندر وى [هيچ] حظ نبود بهيچ حال و اين اخلاص عام باشد و اخلاص خاص آن بود كه آنچه بر ايشان رود نه بايشان بود، طاعتها همىآيد ازيشان و ايشان از آن بيرون و ايشانرا طاعت، ديدار نيفتد «٥» [و آن بچيزى نشمرند آن اخلاص خاص بود «٦»].
ابو بكر دقّاق گويد نقصان مخلص، اندر اخلاص، ديدن اخلاص بود چون خداى عزّ و جلّ خواهد كه اخلاص او مخلص «٧» بود رؤيت وى «٨» از اخلاص وى بيفكند تا مخلص بود نه محلص «٩».
سهل [بن عبد اللّه] گويد ريا نشناسد «١٠» مگر مخلص.
______________________________
(١)- مب: ندارد.
(٢)- مب: هر كى. اصل: مطابق متن عربى است.
(٣)- مب: ديدار.
(٤)- اصل: و هيچ ثواب نداند اندر آخرت بر آن.
(٥)- مب: و در آن طاعت ايشان را ديدار نه.
(٦)- مب: ندارد.
(٧)- مب: خالص.
(٨)- مب: ديده او. مخالف متن عربى است.
(٩)- مب: تا خالص بود. اصل: مطابق متن عربى است.
(١٠)- مب: نداند.