ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٠٧ - باب سى و هفتم در جود و سخا
آنك دى كشته بود اندكى خورده شدست[١]، گفت ما مهمانان خويش را [گوشت[٢]] بازمانده ندهيم، دو روز نزديك وى بوديم يا سه روز[٣] [و باران مىباريد و وى[٤]] همچنان ميكرد چون بخواستيم آمدن، صد دينار اندر خانه وى بنهاديم، و آن زن را گفتيم[٥] عذر ما اندرو[٦] بخواه و ما برفتيم چون روز[٧] برآمد بازنگرستيم، مردى [را] ديديم [كه از پى ما همىآمد و] بانگ ميكرد كه باز ايستيد اى لئيمان[٨] بهاء ميزبانى ميدهيد، [ما را گفت[٩]] زر [خويش] بستانيد و الّا همه را بنيزه تباه كنم[١٠] زر باز[١١] داد و بازگشت.
ابو عبد اللّه رودبارى اندر سراى يكى شد از شاگردان خويش، آنكس غائب بود، خانه ديد در قفل كرده[١٢] گفت صوفيى باشد كه در خانه قفل كند[١٣] فرمود تا قفل بشكستند و هرچه اندر آن خانه بود و اندر سرا بود ببازار فرستاد تا همه بفروختند[١٤] [وقتى خوش بساختند از بهاء آن[١٥]] خداوند خانه بازآمد و هيچ
[١] - مب: ما را از آن دينه هست كى خورديم.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: سه روز آنجا بمانديم. مطابق متن عربى است( نسخه بغداد). اصل: مطابق شرح زكريا و چاپ مصر است.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: صد دينار بركشيديم و بدان زن داديم و گفتيم.
[٦] - مب: از وى.
[٧] - اصل: روز دو. غلط است.
[٨] - مب: كى بايستيد چون فرا رسيد گفت ما را.
[٩] - مب: ندارد.
[١٠]- مب: و گرنه همه را بكشم.
[١١] - مب: با ما.
[١٢] - مب: قفل برافكنده.
[١٣] - مب: در خانه را قفل برنهد.
[١٤] - مب: و هرچ در خانه و سراى بود ببازار بردند و بفروختند چنانك شيخ فرمود.
[١٥] - مب: ندارد. متن عربى اضافه دارد. و قعدوا فى الدار. و در خانه بنشستند.