ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٤٧ - باب سى و سيم در ذكر
و هم انس گويد قيامت برنخيزد تا در روى زمين كسى باشد كه بازايستد از گفت[١] اللّه اللّه.
استاد امام ابو القاسم رحمه اللّه گويد ذكر ركنى قويست اندر طريق حق سبحانه و تعالى و هيچكس بخداى تعالى نرسد مگر[٢] بدوام ذكر، و ذكر دو گونه باشد، ذكر زبان و ذكر دل، بنده بدان باستدامت[٣] ذكر دل رسد [و تأثير ذكر دل را بود و] چون بنده بدل و زبان ذاكر باشد او[٤] كامل بود در وصف خويش[٥] در حال سلوك [خويش].
از استاد ابو على شنيدم گفت ذكر منشور ولايت بود، هركه او را توفيق ذكر دادند ويرا منشور [ولايت] دادند، و هركه ذكر از وى بازستدند او را معزول كردند.
شبلى را گويند اندر ابتداى كار، وى اندر سردابه شدى[٦] و آغوشى چوب با خويشتن [در آنجا] ببردى هرگه غفلتى [بر دل وى[٧]] اندر آمدى خويشتن را بزدى بدان چوب و بودى كه آنگاه را كه از آن سردابه بيرون آمدى از آن چوب[٨] نمانده بودى، آنگاه دست و پاى بر [زمين و] ديوار [ها] مىزدى.
و گفتهاند ذكر خداى عزّ و جلّ بدل، شمشير مريدان بود [كه] بدان جنگ
[١] - مب: برنخيزد در زمين تا آنگه كى از گفتار اللّه اللّه فرو نهاستد. و بروايتى ديگر از گفتار اللّه اللّه. اصل: مطابق متن عربى است.
[٢] - مب: الا.
[٣] - مب: بدوام.
[٤] - مب: بنده.
[٥] - مب: در وصف ذكر دل خويش. اصل: مطابق متن عربى است.
[٦] - مب: در زير زمينى رفتى.
[٧] - مب: ندارد.
[٨]- مب: و بودى كى از آن زيرزمين آنگاه برآمدى كى از آن چوب هيچ.