ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٣٧ - باب بيست و پنجم در رضا
عيبهاى تو كه بر مردمان بود «١» فراموش كردم، و موضعها كه اندر زمين گناه كردى آن بقعه را فراموش گردانيدم «٢» و زلّتهاى تو از امّ الكتاب محو كردم و روز قيامت اندر شمار، با تو استقصا نكنم.
گويند مردى از بيرون مسجد نماز ميكرد [او را] گفتند چرا در مسجد نماز نكنى «٣» گفت شرم دارم كه در خانه او شوم و در وى عاصى شدهام.
از علامتى شرمگنى «٤» آنست كه ويرا جايى نبينند كه از آن ويرا «٥» شرم بايد داشت.
كسى ديگر مىگويد شبى بيرون شديم و ميرفتيم مردى ديديم «٦» خفته [در بيشه «٧»] و اسبى آنجا چرا ميكرد ويرا فرا جنبانيدم گفتم نترسى در چنين جاى مخوف از ددگان، سر برداشت و گفت من شرم دارم كه از غير او ترسم، سر بازنهاد «٨» و بخفت.
خداوند تعالى وحى فرستاد بعيسى ٧ كه خويشتن را پند ده اگر پند پذيرفتى و الّا «٩» شرم دار از من كه مردمانرا «١٠» پند دهى.
و گفتهاند حيا بر وجوه است حياى جنايت است چون حياى آدم ٧
______________________________
(١)- مب: عيبهاء تو بر دل مردمان.
(٢)- مب: و جايگهها كى بر وى گناه كردى فراموش كردم.
(٣)- مب: نروى.
(٤)- مب: مستحيى.
(٥)- مب: كى از وى.
(٦)- مب: شبى بيرون شدم مردى را ديدم خفته.
(٧)- مب: ندارد.
(٨)- مب: با جاى نهاد.
(٩)- مب: اگر بپذيرى و اگر نه.
(١٠)- مب: كسى را.