ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٤٢ - باب پنجاه و سوم در اثبات كرامات اولياء
هيچچيز بر وى مسلّط نكردندى[١] [و اين خبر معروفست[٢]].
و روايت كنند كه پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم علاء [بن] الحضرمى[٣] را بغزا فرستاد، دريايى پيش آمد كه ايشانرا از آن بازداشت، آن مرد نام مهين دانست، دعا كرد و بر آب همه برفتند.
و روايت كند عتّاب[٤] بن بشير و اسيد بن حضير از نزديك پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم بيرون شدند، هر دو پيش رسول صلّى اللّه عليه و سلّم بودند، مشورتى ميكردند چون بيرون شدند شبى تاريك بود، سر عصاى هر يكى مىدرخشيد چون چراغ.
و روايت كنند كه ميان سلمان و ابو دردا [رضى اللّه عنهما] كاسه نهاده بودند[٥] كاسه تسبيح كرد چنانك ايشان هر دو[٦] بشنيدند.
[روايت كنند از رسول صلّى اللّه عليه گفت ربّ اشعث اغبر ذى طمرين لا يؤبه له لو اقسم على اللّه لابرّه[٧]].
[١] - مب: وى شير را از راه ايشان براند و گفت آنچ پسر آدم از آن بترسد خداى او را بر وى مسلط كند و اگر وى جز از خداى ترسيدى( ظ: نترسيدى) هيچچيز را بر وى مسلط نكردى.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - اصل: علاء الحضرمى. مطابق متن عربى اصلاح شد.
[٤] - اصل: عباد. مطابق متن عربى اصلاح شد.
[٥] - مب: بود.
[٦] - مب: همه.
[٧] - متن عربى، اضافه دارد: و لم يفرق بين شىء و شىء فيما يقسم به على اللّه. و هذه الاخبار لشهرتها اضربنا عن ذكر اسانيدها. اى بسا مرد ژوليده موى گرد آلود كهن جامه پوشى كه هيچكس پرواى وى نكند كه اگر خدا را سوگند دهد و چيزى خواهد خداى حاجت وى برآرد و سوگندش براست دارد. و پيغامبر ٧ فرق ننهاد ميان آنچه اين بنده از خدا خواهد و آن دليل است كه دعاء وى شايد كه در هر موردى مستجاب شود. و ما سندهاى اين روايات را بسبب شهرتى كه داشت ياد نكرديم.