ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٢٥ - باب پنجاه و سوم در اثبات كرامات اولياء
[چنين گويد آنك يگانه روزگار خويش بود اندر[١] باره خويش[٢]] قاضى [امام[٣]] ابو بكر اشعرى [قدسّ روحه[٤]] كه معجزات خاصه انبيا را بود و كرامات اوليا را بود[٥] و اوليا را معجزات[٦] نبود زيرا كه از شرط معجزست كه دعوى با وى پيوسته بود[٧] و معجزت نه عين معجزه را بود و معجزه آنگه معجزه بود كه حاصل آيد بر وصفهاى بسيار كه هرگه يك شرط مختلّ شود از شرايط وى، معجزه نبود و يكى از شرايط آن دعوى پيغمبرست و ولى دعوى پيغمبرى [نكند] پس آنچه وى را شود معجزه نبود و اين آن قول است كه اعتماد بر وى است و ما بدين طريق گوييم[٨] و شرائط معجزه بيشتر[٩] اندر كرامات بازيابند[١٠] مگر اين يك شرط[١١].
و كرامات فعلى بود ناچار[١٢] زيرا كه هرچه قديم بود او را بكسى اختصاص
[١] - متن عربى نسخه بغداد: اوحد وقته فى فنه. آنك يگانه روزگار خويش بود در فن خود( يعنى علم كلام) چاپ مصر: اوحد فنه فى وقته.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: گويد معجزات مختص است بانبيا و كرامات مختص است باوليا.
[٦] - مب: معجزه.
[٧] - مب: كى از شرط معجزه پيوستن دعوى نبوت بود بدان.
[٨] - اصل: نه عين او را معجزه بود حاصل آمدن آنرا معجزه بود بصفتهاى بسيار هرگاه كه اندر شرطى خللى افتد از شرائط او معجزه نبود و يك شرط از شرائط آن دعوى نبوت بود و ولى دعوى نبوت بر آنچه برو ظاهر شود معجزه نبود و اين سخن معتمد است و دين ما اينست.
[٩] - مب: يا بيشتر. ظ: همه يا بيشتر.
[١٠]- مب: نيايد الا. ظ: بيابند.
[١١] - مب: بس.
[١٢] - مب: فعلى است لامحالة.