ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١٢٤ - باب سوم در تفسير الفاظى كى ميان اين طايفه رود و آنچه از آن مشكل بود
از آن كى پيش از آن بوده باشد[١] پس از آن برگذرد تا آنجا كه برتر از آن نيست [زيرا][٢] غايت نبود مقدورات حق را اندر هر جنسى امّا آنك مصطلم بود از خويشتن و از حس بيرون بود و بشريت [را] ناچاره حدى بود چون از جمله باطل گردد و از نفس و حسّ و از جمله آفريدها پس آن غيبت بدو دائم باشد [و وى] محو بود، آنگاه نه تمكين بود و نه تلوين و نه تشريف و نه تكليف مگر آنك او را بازآرند كى بدانچه بر وى همىرود بىكسب او، آن متصرّف بود اندر ظنّ خلقان بلكه مصرّف بود اندر حقيقت[٣] قال اللّه تعالى و تحسبهم ايقاظا و هم رقود و نقلّبهم ذات اليمين و ذات الشمال و باللّه التّوفيق.
و از آن جمله قرب و بعد است قرب نزديكى بود بطاعت و متّصف شدن اندر دوام اوقات بعبادت وى[٤].
امّا بعد آوردن مخالفت بود و برگشتن از طاعت[٥] و اوّل بعد دورى[٦] بود از توفيق. پس از آن بعد بود از تحقيق پس بعد از توفيق بعد حقيقت بود[٧] قال صلّى اللّه عليه و سلّم ما يتقرّب المتقرّبون الىّ[٨] بمثل اداء ما افترضت
[١] - اصل: دائم اندر حال بر تمكين بود برتر از آنك اندرو بوده باشد پيش از آن.
[٢] - مطابق متن عربى افزوده شد.
[٣] - متن عربى: فذلك متصرف فى ظنون الخلق مصرف فى الحقيقة. اين چنين كس بحسب گمان مردمان دست در كار دارد ولى بحقيقت دستش در كار نهادهاند و بخود كار نمىكند. مب، اصل: هر دو مبهم است.
[٤] - مب: و انصاف بدادن اندر دوام اوقات بعبادات وى. متن عربى: و الاتصاف فى دوام الاوقات بعبادته. مترجم« الاتصاف» را« الانصاف» بنون خوانده است.
[٥] - متن عربى: و اما البعد فهو التدنس بمخالفته و التجافى عن طاعته. و بعد آلودگى دل بمخالفت و دورى جستن از طاعت حق است.
[٦] - اصل: بعد.
[٧] - ظ: بعد بحقيقت. مب: اين جمله را ندارد.
[٨]- مب، متن عربى: ما تقرب الى المتقربون.