ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١٤٨ - باب پنجم در مجاهدة
و سوم در توانگرى ببندد و در درويشى بگشايد. چهارم در سيرى ببندد و در گرسنگى بگشايد و پنجم در خواب ببندد و در بيدارى بگشايد و ششم در اميد ببندد و در منتظر بودن مرگ را بگشايد][١].
ابو عمرو نجيد گويد هركه تنش[٢] بر وى گرامى بود دين وى بر وى خوار بود.
ابو على رودبارى گويد صوفى پس پنج روز اگر گويد گرسنهام ويرا ببازار فرستيد[٣] تا كسب كند.
و بدانك اصل مجاهدة خو باز كردن[٤] نفس است از آنچه دوست دارد يعنى خلاف كردن اندر همه روزگار[٥] و نفس را [دو] صفت است شتافتن بشهوات و سر كشيدن از طاعات چون وقت نشستن بر اسب هوا سركشى [كند] لگام تقوى واجب بود باز كشيدن و چون حرونى كند بقيام كردن موافقت، تازيانه مخالفت بر وى فرو گذاشتن و چون بوقت خشم از جاى برخيزد مراعات كردن حال او كه هيچ منازلت نيست عاقبت او نيكوتر از عاقبت خشمى كه سلطان او برفق شكسته كنى و آتش او بمدارا فرونشانى[٦] و چون شراب رعونت شيرين شود اندر ذوق او، بهيچ چيز آرام نگيرد
[١] - مب: بجاى آنچه ميان[] است اين عبارت را دارد: چنانك ذكر ابراهيم است در اول كتاب. متن عربى: و السادس ان يغلق باب الامل و يفتح باب الاستعداد للموت.
ششم آنكه در آرزو ببندد و در آماده بودن مرگ را بگشايد.
[٢] - مب: نفس.
[٣] - مب: كى پس از پنج روز از گرسنگى بنالد ويرا با بازار بايد شد.
[٤] - مب: بازگرفتن.
[٥] - مب: خلاف وى و برخلاف آنچ هواى اوست داشتن.
[٦] - مب: چون خواهد كى بر اسب هوا نشيند و سركشى كند لگام تقوى باز بايد كشيدن و چون حرونى كند و از موافقات شريعت بازايستد برخلاف مرادش بر بايد انگيختن و تازيانه تأديب زدن تا برود و چون بوقت خشم از جاى برخيزد، از واجبات بود مراعات كردن حال وى را كى هيچ منازلت نيست نيكوتر ازان كى عاقبت آنرا چون خشمى در آيد تو سلطان آنرا بخلق شكسته كنى و آتش ويرا برفق فروكشى.